یکی شدن از زبان کوچکترها

سال ۸۴ در شهر ژاشوف لهستان نگاهمان به فیلم مستند "مثلث برمودا" بود که سبحان، پسر کوچکم، سوال کرد، رفتن به جزیره برمودا امکان پذیر است؟ و وقتی با جواب مثبت مامانش مواجه شد، گفت: چه خوب و چه هیجانی دارد و بدون وقفه پیشنهاد داد که همه دارائیهایمان را تبدیل به پول کنیم و ۴ نفری برویم آنجا. حتی اگر بلعیده شویم یا ناپدید شویم یا برده شویم به جایی دیگر، هیچ اشکالی بوجود ،  نمی آید. چون هر ۴ نفرمان با همیم.   

ترمه چی زنده ماند

۱. پیر مردی زنده دل و درون گرا که کمتر لب به سخن می گشود. در مواجهات، سلامی میگفت و با کمی خم شدن اظهار محبت میکرد. گه گاهی سرش را کج میکرد و به گوشه ای مینگریست، انگار که در حال تفکر و تامل است، او همچون طبیعت پر سکوت بود.
۲.حدود ده سال پیش دوست عزیزم جناب آقای هادی تقی زاده در آیین بزرگداشت استاد به دوستان فرهنگسرا گفت: کاش او را دوباره به صحنه نمی آوردید چرا که اگر یک بار دیگر او خانه نشین شود، معلوم نیست چه بر سر او بیاید.
۳.او با ظرافت،تدبیر و پایمردی دوستان فرهنگسرای جهاد دانشگاهی مشهد نه تنها خانه نشین نشد که تا واپسین روزهای حیات خویش سر زنده ماند.
۴.نیز با حرکت شایسته اداره فرهنگ و ارشاد در روز وداعش از دیار فانی، با آرام گرفتن در قطعه هنرمندان که با درکذشت او افتتاح شد، نام نیک او جاودانه شد و این نبود مگر مزد نیت و طینت زلال ترمه چی و نبود مگر مزد بی ادعایی و بی تکلفی او در سراسر زندگی اش.
۵.و یادگاری من از آشنایی با آن پیر مرد زنده روح در روز رو نمایی "دیوار بم" یک بوسه بر دستان اوست.

بخشایش

میگویند بخشایش فضیلتی است که دست رد به سینه دق دلی در کردن و میل به انتقام گرفتن، میزند.ما میتوانیم با نیم نگاهی به اعمال خود، و خطا پوشی خداوند به ترجمه بخشایش برسیم.
برادر عزیزم جناب ناصر آقای آملی در جمع خوبانی میگفت: وقتی با یک خطا کار مواجه میشویم میتوانیم به تنبیه او فکر کنیم اما اگر به دلایل خطا کاری اش توجه کنیم نه اینکه از او میگذریم که چه بسا با او همدردی کنیم.
حضرت مسیح (ع) به هنگام بر دار کردنش میگوید: پدر (خدایا) آنها را ببخش، نمیدانند چه میکنند. 

بخشنده اوست یا ما؟

مطالب اخلاقی (۲۲)
گفته آمد بخشندگی را فضیلت دهش گویند چرا که بخشندگی مانند عدالت که "دادن مال هر کس به خود او" است، نیست، بلکه "دادن چیزی به اوست که مال او نیست، چیزی که مال شماست، و او آنرا ندارد".
بخشندگی بیشتر ذهنی، بیشتر استثنایی، بیشتر عاطفی، بیشتر خودجوش است. بخشندگی بخاطر این فضیلتی بزرگ و به خاطر این فضیلتی در خور تحسین و تمجید است چون میزان آن در هر یک از ما بسیار ضعیف است و چطور میتوانیم از پس تشکر از بخشنده ترین برآییم او که با گشاده دستی بی حد و حصر و با بزرگواری منحصر بفرد هر آنچه که داریم ، او داده است و چه خوب هم داده است.

اما آیا اینکه ما چقدر دست و دل بخشندگی داریم خود سوال دیگری است؟

خلط مباحث در رادیو

تا یادم نرفته عرض کنم که در سال جدید فقط شنبه ها و  سه شنبه ها مزاحم بازدید کنندگان خواهم شد.
مطالب اخلاقی (۲۱)
باری . به گمانم بعد از ظهری از بعد از ظهر های زمستان ۸۶ بود که پیچ رادیو را باز کرده و میشنیدم پاسخ های شنوندگان و نظرات دریافتی مردم را.
دسته ای میگفتند: بخشش داشتن یعنی که تو از دیگران در گذری و دیگری میگفت اگر جوان ما خطایی کرد باید از او با کرامت بگذریم و یکی حدیث در این ارتباط میخواند و....
دسته ای دیگر میگفتند:بخشش داشتن یعنی که تو به نیاز نیازمندان رسیدگی کنی، به در و همسایه ات برسی،قرض بدهی، بلا عوض بدهی و.... 
من هم که شنونده آن عصر بودم دقیقا نفهمیدم که مجری محترم چه پرسیده بود که جوابها دو جور بودند و اضافه کنم که جناب مجری نیز تلویحا با هر دو دسته ی جوابها همراهی میکرد. نمیدانم ،که نمیخواست دل مردم را بشکند یا خودش هم توجه نداشت. چرا که دسته ای از پاسخ ها به سوال از "بخشایش" میخورد و آن دسته دیگر از جوابها و نظرات به "بخشندگی".
آری این دو فضیلت جداگانه اند. بخشایش را فضیلت دست شستن از نفرت و کینه گویند و بخشندگی را فضیلت دهش. انشاءالله دو پست بعدی را به این دو فضیلت اختصاص خواهم داد.

فرهنگ و سیاست و جسارت در سریالهای نوروزی

سه سریال نوروزی هر یک به جنبه ای از مسایل جامعه پرداختند.
"نشانی" که تلاش کرد تا صفا و صمیمیت، مهربانی و مهمان نوازی را گنج ایرانیان نشان دهد.
سریال بشدت سیاسی "مرد هزار چهره" پیامش را به وضوح به مخاطبانش ارسال کرد.

اما سریال "پیامک از دیار باقی" مورد نظر این پست است ومربوط به موضوعات این وبلاگ، که طبیعتا بدلیل برخورداری از جنبه های متنوع، نقد و برسی کارشناسانه خود را میطلبد، که از عهده اینجانب خارج است.
اما آنجایی، از این سریال نیز، به این وبلاگ مربوط است که در ۳،۲ فراز آن ، وقتی فرزندان، همسر اول، جمعیت طلبکار و... می شنیدند که آقا منصور زن دوم اختیار کرده و تا می خواست کار به سرزنش و تقبیح بکشد، یک جمله کوتاه گفته میشد و همه را به سکوت وا میداشت. " خلاف شرع که نکرده".

آری تلویزیون خواسته یا ناخواسته جسورانه به وادی واقعیت های تقابل شرع و اخلاق پا گذاشته ،یعنی که شاید گرفتن زن دوم خلاف شرع نباشد اما گویا در خلاف اخلاق بودنش نمیتوان تردید کرد.