عقل به مرخصی می‌رود

سلام چندی پیش کتابی را برای همسرم هدیه خریدم. عنوانش «انسان، فلسفه عرفان» بود، نوشته دکتر سرگلزایی استاد رشته روانشناسی دانشگاه فردوسی. حشمت خانم دو روز بعد گفت چه کتاب خوب و روانی است در باب نیاز معنوی انسان.
دو هفته قبل که به تهران میرفتم کتاب را با خود بردم و 30 صفحه‌اش را خواندم. نوشته:👇

دکارت فرانسوی میگه همانگونه که چشم ما بدون هیچ آموزشی توانایی دیدن دارد، عقلِ سالم هم بدون هیچ آموزشی میتونه حقیقت رو ببینه. اما چرا بعضی وقتها نمیشه؟و چرا درک حقیقت در بین انسانها تا این حد متفاوت است؟

نویسنده به نقل از دکارت جواب میده که هوی و هوس و خود‌بینی(فقط نفع خود را دیدن) باعث آلودگی عقل میشه. او میگه هوی و هوس همان احساسات است. مثل احساسات مادرانه که احساساتش اجازه نمیده که عیبهای بچه‌اش را ببیند.

دکتر سرگلزایی سپس مینویسه احساسات ما، نتیجه مکانیزمهای غریزی ماست. غرایزی که دو وظیفه مهم 1. صیانت از نفس و 2. صیانت از نسل(تولید نسل) دارد. او میگه وقتی احساسات ما وارد عمل میشه همه عملکردهای ذهنی دیگه کور میشه. مثل اینکه وقتی مورد تعرض قرار گیریم و یا وقتی که نیازهای جنسی‌مان به فوران بیفته و یا وقتی که فرزندمان مورد تهدید قرار گیرند، به صورت اتوماتیک بصیرت عقلانی ما کور میشه. زیرا حیات عقلانی ما بر پایه زندگی جسمانی‌مان قرار دارند. در این مواقع عقل به صورت موقتی به مرخصی میرود و بعد از آن که البته باز می‌گردد.

بهانه انتخاب رئیس پارلمان

1. گویند پدیده‌هایی که با آن مواجه می‌شویم معلول است بنابراین اگر می‌خواهی زود به هم نریزی بهتر است با نگاه تعلیلی به ماجرا نظر کنی. نگاهی علت‌یابانه.
2. استاد ملکیان در سخنرانی‌ای فرمودند: همه کارهایی که از انسان سر می‌زند حاصل یک فرآیند پیچیده و پنهان درونی است. که اتفاقاً همیشه و همه جوانب آن کشف شدنی نیست. جناب استاد می‌فرمایند همه اموری که در دو ساحت بیرونی یعنی در ساحت گفتار و در ساحت کردار از ما سر می‌زند از ساحت درونی انسان (که خود به سه 1. ساحت باورها، 2. ساحت احساسات و عواطف و هیجانات و 3. ساحت خواسته‌ها و اراده) سرچشمه می‌گیرد.
3. حالا بیائیم و عملکرد امروز نمایندگان را تحلیل کنیم. اگر بخواهیم در تحلیل خود رابطه علی و معلولی برقرار کنیم باید بتوانیم به ساحت‌های درونی نمایندگان محترم (بویژه آن دسته از نمایندگانی که گویا بر خلاف انتظار عمل کردند) نقبی بزنیم. حالا چقدر قدرت و امکان تحلیل باورها (باور به درست دانستن پایبندی به قول و قرارها یا باور به اینکه هدف می‌تواند وسیله را توجیه ‌کند) تحلیل احساسات (لذت‌بخش دانستن صداقت یا لذت‌بخش دانستن بودن و ماندن در قدرت) و تحلیل قصد و اراده نمایندگان را داریم؟ تحلیل و تأمل آن با شما عزیزان.
4. به سهم خود کاری را که امروز صبح انجام شد خوب می‌فهمم. نه اینکه درست بدانم اما به همان اندازه که نادرست می‌دانم برایم عجیب و غریب نبود زیرا که ما نه انسانهای برگزیده و نخبه‌ که به قول ارسطو عموماً انسانهای متوسطیم که هم کارهای خوب انجام می‌دهیم و هم در مواقعی کارهای ناپسند.