پیامی از یک روضه
از جایی برایتان مینویسم که نمیدانم چرا از روز اولی که با این خانه آشنا شدم یک حس متفاوتی داشتم. زیرزمینی که همیشه برایم با معنویت همراه بوده است. بگذرم از اینکه نمیدانم چرا به بزرگ این خانه ارادت داشته و دارم. شاید بخاطر خلوصی است که در ایشان یافتم و شخصیتی که ناخودآگاه احترام آدمی را برمیانگیزاند.
صبح روز عاشورا به مجلسی روضهای پا گذاشتم که قدمتش بیش از یک قرن است. حاج علی آقای یگانه یکی از فرزندان مرحوم حاج محمد حسن یگانه است که روضهاش در ادامه مجلسی است که عمویش 115 سال پیش در خانه پدریاش راه انداخته بود. روضهای که آیتالله سیستانی در دوره کودکیاش همراه با پدرش یکی از شرکت کنندگان آن بوده است. در یکی از سفرهای حاج علی آقا به نجف و دیدار با ایشان اولین سوال از آن روضه است. که آیا هنوز ادامه دارد؟ .... بگذرم
منبری روز عاشورا سیدی نورانی و موقر 70 ساله ای بود، با صدایی دلنشین. ایشان برادر حاج آقای موسوینژاد است صاحب مدرسه موسوینژاد که اکثر طلبههای خوب مشهد از کریدور آنجا عبور کردند.
وی از چند فضیلت سخن به میان آورد. از زهد و ورع، از یقین و رضا. سخنران قصد داشت تا بمناسبت روز عاشورا بحث را به رضای خدا بکشاند.
منبری محترم گفت زهد کنارگیری از دنیا نیست بلکه به معنی این است که، داشتن و نداشتن مال و منال دنیا و رسیدن و نرسیدن به پست و مقام دنیوی برایت یکسان باشد. نه از داشتنش به ذوق افتی و نه از نداشتنش جزع و فزع کنی.
حجتالاسلام موسوینژاد در ادامه درباره ورع گفت: ورع آن است که بتوانی بدون کنارهگیری از دنیا و با ورود حتی به مجلس گناه خود را نگهداری. وی گفت ورعی که با کنارهگیری باشد ورع ضعیفان است و سپس از یقین و مراتب آن علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین گفت و در آخر از رضا و مقام رضا گفت و گفت مقام رضا بمثابه آن است که خوردن یک قاشق عسل یا یک قاشق داروی تلخ برایت یکسان باشد. کسی به مقام رضا رسیده که هر یک از آنها را که لازم آید با رضایتمندی انجام دهد....