بیشعور
دوشنبه 6 بهمن 93 خانم سعادتی کتاب بیشعوری را در جمع جهادگران علاقهمند ارائه دادند. گفتند که نویسنده کتاب نوشته: بیشعور آن است که از روی عمد رفتار وقیحانهای انجام دهد که موجب آزار دیگران و البته موجب خشنودی خودش شود.
کتاب گویا داستان پزشکی است که در عین اینکه خودش در کودکی و نوجوانی همه چیز را با دعوا و جنجال و زرنگبازی بدست میآورد در 40 سالگی با خواسته پسرش مخالفت میکند، همچنین به هشدارهای خانوادهاش بیتوجه است. بعدها او به یک روانشناس مراجعه میکند و روانشناس به او میگوید مشکل تو بیشعورری است. او از شنیدن این حرف پکر میشود و خود میرود به دنبال معنای بیشعوری. که گویا حاصل آن نوشتن همین کتاب میشود.
کتاب انواع و اقسام بیشعوری را توضیح میدهد مثلاً میگوید:
بیشعور اجتماعی کسی است که بخواهد کسانی که هیچ شباهتی با هم ندارند را با اصرار کنار هم جمع کند.
بیشعوری مدنی آن است که عشق به نفرتورزی دارد به نحوی که در همه اعتراضات شرکت میکند.
بیشعور اداری کسی است که دوست دارد ارباب رجوع را سر بدواند. او در ادامه به بیشعور تجاری، مقدسمآب، بیچاره، شاکی و ... اشارت دارد.
نویسنده در پایان درباره درمان بیشعوری 4 مرحله را چاره کار میداند. 1. پذیرش بیشعوری، 2. میل به اصلاح، 3. بیدار کردن صفات پسندیده 4. ممکن دانستن بازگشت.