پستی جهادی

 1. سه سال پیش جهاد دانشگاهی از کم‌لطفی مصون نماند. البته انتصاب جناب یادگاری این امید را ایجاد کرد که خوشبختانه حتی یک نفر هم در میان بیش از 4000 جهادگر نبوده تا با فکر و شیوه دولتمردان گذشته همراه باشد.

2. در اینکه جهاد به دست جهادگران بازگردد خیلی‌ها نقش داشتند. به عنوان یک جهادگر و به تعبیر جوانانه از همه تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران مچکریم.

3. با آمدن جناب طیبی نیمی از راه برداشته شده است و به گمانم جهادها به اقتضاء شرایط‌شان بایستی برای 50 درصد دیگر راه، همدلانه و با همکاری دوستان خوب دفتر مرکزی تصمیم بگیرند.

4. جهادگران مشهد با تشکیل جمعی از میان معاونان و مدیران چندی است که همفکری می‌کنند تا بهترین تصمیم را بگیرند. تصمیمی خالی از احساسات و بدون حب و بغض. تصمیمی منطقی و عقل‌پسند.

5. جهادگران جهاد مشهد هفته گذشته در آخرین تصمیم خود، میثاقی را نهایی کردند و با امضاء آن قرار گذاشتند که بر محور مفاد آن همصدا و همراه شوند. به عقیده من با هم‌پیمان شدن بر سر مفاهیم این منشور، جهادگران مشهد، 30 درصد دیگر راه را پیش بردند. و فقط می‌ماند 20 درصد دیگر.

6. توصیه‌ام به دوستان خوب جهادی‌ام این است که در این 20% باقیمانده کار، سخت نگیرند. و همدلانه بکوشند و بگویند که «تو از من تواناتری، او از من بهتر است». شاید که بتوان این سیکل معیوب «من از همه مناسب‌ترم» را متوقف کرد.

7. اگر از من بپرسید چه کسی بهترین است می‌گویم آنکه فرهیخته‌تر است، آنکه معقول‌تر است. آنکه اخلاقی‌تر است، آنکه به این جمله بلانچارد باورمند باشد که: «هیچ یک از ما با هوش‌تر از همه ما نیست».

روایتِ روایت

این روزها مشغول خواندن دومین سفرنامه جناب سیدمجید حسینی‌ام. کتاب "اعترافات شهر خدا". روایت‌هایی از حضور در سفر حج عمره خود و خانواده‌اش. روایت‌هایی جذاب، دل تکان‌ده و اشک درآور. بویژه برای آنانی که توفیق این سفر را داشته‌اند.کتاب حاوی 48 روایت است که 20 روایت آن مربوط به حضور در مدینه است. من اینک برخی از آنها را برایتان روایت می‌کنم.

۱.       نویسنده محترم از برخورد ماموران پلیس مستقر در فرودگاه جده نوشته و در ضمن آن اعترافی زیبا کرده به این که می‌خواهد در همین اول سفر ذهنیت‌ تعمیم دهنده خود را تصحیح کند. او گفته که در فکرش این بوده که عرب جماعت یعنی آدم‌های زمخت و سرد و بی‌روح. اما اولین مواجهه یک مامور پلیس با کودک خردسالش ذهنیت وی را رو به اصلاح می‌برد.

۲.       سید مجید در روایتی دیگر، مواجهه‌ای دیگر با یک غیور مرد کردستان عراق را روایت می‌کند. دیالوگی اتفاقی اما جالب و جذاب. داستان واقعی زندگی او. زندگی خیلی سخت، زندگی‌ای بمثابه زندگی در کوره. که ارمغانی جز آبدیدگی ندارد.او از مردی می‌نویسد که راحت و با طمأنینه از زندگی‌اش می‌گوید. از غم‌ها و شادی‌هایش. داستان همیشگی و همه‌جایی و همه‌کسی ما انسان‌ها. زندگی توامان و دو چهره‌ای رنج‌ها و دردها و لذت‌ها و شادی‌ها.

۳.       خواندن روایت صفحه 40 به تو اثبات می‌کند که حب ذات در درون انسان نهادینه‌تر از آن است که بتوانی از آن فرار کنی. وقتی که در میان همه کلمات و جملات، فقط نام خانوادگی‌ات را می‌بینی. لبخندی تمسخرآمیز بر لب می‌نشیند. می‌گویی: «حسینی مچکریم»  

۴.       چهارمین روایتی که از روایت‌های این کتاب خواهم گفت، به امیر، پسر کوچولوی نویسنده کتاب مربوط است. او اعتراف کرده که مرا به بچه‌ام می‌شناسند و تحویل می‌گیرند. به تعبیر مشهدی‌ها پدر مورد توجه دیگران قرار می‌گرفت از تصدق سر بچه‌اش.

۵.       آخرین روایت از روایت های دکتر حسینی را که مربوط به مسجد شیعیان مدینه است انتخاب کرده‌ام. او آنچنان از آنجا تعریف کرده که نگو و نپرس. او نوشته قلب مدینه‌النبی در دل این مسجد می‌تپد.
البته راقم این سطور هم قبول دارد که آنجا جای باصفایی است. خوانندگان وبلاگم، آنان که مرا می‌شناسند، گواهی می‌دهند که من انسان بدبین و منفی بافی نیستم. اما نمی‌دانم چرا هنوز نتوانستم دلخوری‌ام را از وجود مغازه‌ها و غرفه‌های فروش آنجا صاف کنم. وجود مغازه‌هایی که ناخودآگاه تصورات پیشینی‌ و احساس خوب آدم را تحت تاثیر قرار می‌دهد.   

 

بشنوید این حرفها را

در دوره ای که حرف از اعتدال است لابد همه دوست دارند که نشان دهند ما هم معتدالیم. با این حساب لطفاْ بخوانید بیایات دو نماینده را.

۱. محمد كوثري، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس با فرارو مصاحبه میکند.

در روزهاي اخير بحث مذاكره ايران و امريكا داغ شده است. برخي مي‌گويند شرايط ما همچون صلح حديبيه است و عده‌يي ديگر از هم‌كيشان سياسي شما معتقدند كه شرايط‌مان همچون صلح حسني است. تحليل شما از اين موضوع چيست؟
كساني كه اين مباحث را مطرح مي‌كنند توجيه نيستند چرا كه صلح حديبيه يا صلح امام حسن با شرايط ما متفاوت است. كساني كه دل‌شان لك زده براي يك لبخند امريكايي‌ها اين حرف‌ها را مي‌زنند وگرنه كه حضرت آقا اينچنين نگفتند. حضرت آقا گفته‌اند كه اگر شماها خواستين يا اگر صحبتي با هر كسي براي مثال در حاشيه اجلاس سازمان ملل صورت گرفت بايد بر اصول‌تان بايستيد وگرنه تغيير لحن‌تان بايد با اختيار خودتان باشد كه در مقابل آن‌كسي كه مقابل شما نشسته و دشمن شما است بايد به گونه‌يي رفتار كنيد كه طرف مقابل فكر نكند شما مرعوب او شده‌ايد. از سوي ديگر مذاكره با امريكا صورت نخواهد گرفت. ما مذاكره‌يي با امريكا نخواهيم داشت، اگر مي‌خواستيم مذاكره داشته باشيم كه اين همه شهيد نمي‌داديم. امريكايي‌ها هرگاه نسبت به جنايت‌هايي كه در حق ملت ايران داشته‌اند عذرخواهي كردند و عملا نشان دادند كه پشيمان هستند آن موقع تازه ما بايد بررسي كنيم كه مي‌شود با امريكايي‌ها صحبت كرد يا نه. اما به شما بگويم كه با توجه به شكست‌هايي كه امريكايي‌ها در طول اين سه دهه از ايران خورده‌اند ، نمي‌شود به آنها اعتماد كرد و ما هرگز به امريكايي‌ها نيازي نداريم بلكه با توجه به مشكلات امريكا، آنها به ايران نياز دارند.

شايد مذاكره با امريكا رخ دهد...
شما مي‌گوييد اين اتفاق رخ مي‌دهد و من مي‌گويم هيچ مذاكره‌يي صورت نخواهد گرفت.

به نظر شما امريكاي 30 سال پيش با امريكاي امروز چقدر متفاوت است؟
خونخوارتر شده كه رئوف‌تر نشده است.

چه شرايطي بايد محقق شود كه مذاكره با امريكا ضدارزش نباشد؟
امريكايي‌ها هر گاه دارايي‌هاي مصادره شده ما را پس دادند و تحريم‌ها را كامل لغو كردند و هر وقت از جنايت‌هايي كه در حق ملت ايران داشته عذرخواهي كردند، تازه ما بايد بررسي كنيم كه مي‌شود وارد فاز گفت‌وگو با امريكايي‌ها شد يا نه. اين امريكايي‌ها بودند كه قطع رابطه كردند و بايد بفهمند كه چه اشتباه بزرگي كردند و اين مساله بايد درس بزرگي برايشان شود كه از قطع رابطه با ايران چقدر ضرر كرده‌اند.

واكنش اصولگرايان به مذاكرات احتمالي طرفين چه خواهد بود؟
هيچ مذاكره‌يي صورت نخواهد گرفت و اگر مذاكره‌يي هم شود از سر موضع عزتمندانه خواهد بود. البته اين حرف‌هايي كه اين روزها پخش شده جو‌سازي رسانه‌هاست چرا كه خيلي‌ها دل‌شان براي اينكه امريكايي‌ها تحويل‌شان بگير د لك زده است.

تفسير شما از نرمش قهرمانانه چيست؟
نرمش قهرمانانه اين است كه وقتي در مقابل رقيب و دشمن قرار گرفتيم احساس ضعف نكنيم بلكه برعكس بايد طرف مقابل را با اراده خودمان به هر سمتي مي‌خواهيم، بكشانيم. مرعوب دشمن نشدن يعني نرمش قهرمانانه. دولت فعلي هم بر اساس سياست‌هاي كلان نظام بايد خيلي محكم عمل كند.

فكر مي‌كنيد چه زماني ايران در مذاكرات با امريكا مي‌تواند دست برتر را داشته باشد؟
ما كار خودمان را مي‌كنيم. در سياست‌هاي خودمان هيچ‌وقت اين طور نيست كه بخواهيم كشوري را تحقير كنيم اما ما اراده خودمان را داريم كه تصميم بگيريم چه زماني وارد مذاكره با امريكايي‌ها بشويم يا نشويم.

به نظر شما چرا اكثر مقام‌هاي بلندپايه كشورهاي جهاني از مواضع آقاي روحاني استقبال مي‌كنند؟
اين را بايد از خودشان بپرسيد و من نمي‌دانم اما اين را مي‌دانم كه آقاي روحاني هم توجيه هستند كه نبايد برخلاف سياست‌هاي كلي نظام كاري بكنند.

فكر مي‌كنيد چرا اسراييلي‌ها اين‌قدر از سر كار آمدن آقاي روحاني ناراحت هستند و حتي يكي از روزنامه‌هاي اسراييلي به اين مضمون مقاله‌يي را نوشته كه جاي احمدي‌نژاد در نيويورك حس مي‌شود؟
به اين دليل كه حركتي كه آقاي احمدي‌نژاد در پنج سال اول انجام دادند اگر آقاي روحاني هم انجام دهد يقينا مي‌توانند جاي ايشان را پر كنند اما اگر به گونه‌يي باشد كه آن حالت تهاجمي را داشته باشد مسلما شايد اين احساس براي اسراييلي‌ها به وجود بيايد.

يعني معتقديد ما همچنان به سياست تهاجمي در عرصه ديپلماسي نيازمنديم؟
بله، قطعا بايد سياست تهاجمي را ادامه دهيم.

در اين صورت فكر نمي‌كنيد اين بحث با نرمش قهرمانانه در تعارض باشد؟
نه، به هيچ‌وجه. نرمش قهرمانانه اين نيست كه ما از سياست‌هاي كلان خود در عرصه سياست خارجي دست برداشته‌ايم و تنها در روش و تاكتيك تغييراتي ايجاد شده و مقام معظم رهبري در زمينه تاكتيكي دست آقاي روحاني را باز گذاشته و ايشان تنها در اين زمينه مي‌تواند فعاليتي داشته باشد.

منظورتان از حوزه تاكتيكي چيست؟
مثلا اگر آقاي احمدي‌نژاد با لحن تند و تيز صحبت مي‌كرد آقاي روحاني مي‌تواند لحن حرف زدن خود را با خارجي‌ها عوض كند.

فكر مي‌كنيد با سر كار آمدن آقاي روحاني چقدر دشمني‌ها با ايران كمتر شود؟
هيچي.

يعني معتقديد آقاي روحاني نمي‌توانند مشكلات سياست خارجي ايران را حل كنند؟
نه، ايشان هم نمي‌توانند.

با چه مبنايي اين ادعا را مي‌كنيد؟
به اين دليل كه دشمنان ما با تفكرات حضرت امام و مقام معظم رهبري كه برگرفته از اسلام ناب است سر ستيز دارند نه با افراد.

با اين تفاسير ديپلماسي معنايي پيدا نمي‌كند.
چرا اتفاقا ديپلماسي اينجا خيلي نقش دارد اما هر سياستمدار و ديپلماتي كه مي‌خواهد در مجامع بين‌المللي برود بايد سياست‌هاي كلان نظام را در نظر داشته باشد اما در روش و برخوردها مي‌توانند يك مانورهايي بدهند.

آقاي كوثري به عنوان يكي از اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس آيا آقاي جليلي به عنوان دبير شوراي عالي امنيت ملي ديدار و مذاكره‌يي در طول مسووليت خودشان با امريكايي‌ها داشتند؟
شايد درباره عراق و افغانستان مذاكراتي را با امريكايي‌ها انجام داده باشند اما درباره ايران نه. دولت عراق از ايران كمك خواسته بود و ما هم بايد كمك مي‌كرديم اما درباره ايران تا به امروز مذاكره‌يي با امريكايي‌ها صورت نگرفته است.

آقاي روحاني در مصاحبه تلويزيوني با شبكه ان‌بي‌سي نيوز امريكا گفتند كه من براي مذاكرات هسته‌يي اختيار تام دارم.
آقاي روحاني چنين حرفي را نزدند.

اما تلويزيون پخش كرد و آقاي روحاني اين حرف را زدند.
ايشان اين حرف را نزدند و شما داريد اين حرف را مي‌زنيد.

روند فعلي آقاي روحاني در عرصه سياست خارجي را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
بايد منتظر باشيم و ببينيم كه چه نتايجي حاصل مي‌شود.

شما فرموديد كه هيچ مذاكره‌يي با امريكا صورت نخواهد گرفت، اگر فرض را بر اين بگيريم كه اين مذاكرات انجام شود آيا اصولگرايان دچار اختلال هويتي نمي‌شوند؟
نخير، اين اصلاح‌طلبان هستند كه امريكايي هستند و خيلي‌هايشان فرار كردند و به امريكا پناهنده شدند.

جواب سوال من را نداديد، اگر مذاكره با امريكا در دولت آقاي روحاني آغاز شود اصولگرايان دچار ضعف هويتي نمي‌شوند؟
نه، چرا كه قطعا و يقينا اين اتفاق نمي‌افتد و اگر هم مذاكره‌يي صورت بگيرد مذاكره‌كنندگان بدانند كه بايد پاسخگوي همه ملت ايران باشند و همه را توجيه كنند كه چرا مذاكره كرده‌اند اما من نظرم اين است كه مذاكره‌يي صورت نخواهد گرفت.

اگر با چراغ سبز و موافقت مقامات ارشد نظام باشد چطور؟
رهبري هيچ‌گاه چراغ سبزي نشان نخواهند داد.

۲. محمد سلیمانی نماینده‌ی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با ایسنا مصاحبه میکند.

محمد سلیمانی در نطق میان دستور خود با تبریک شروع سال تحصیلی جدید به دانشجویان و اساتید در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی، عنوان کرد: دانشجویان و اساتید متعهد علیرغم همه‌ی تحریم‌های تحمیلی در سنگر مقدم دانش افزایی و رشد علمی کشور قهرمانانه مبارزه کرده و می‌کند و در مدتی کوتاه تراز علمی کشور را 15 مرتبه از متوسط جهانی افزایش داده و موجب گسترش فضای آموزشی و توسعه‌ی مرزهای آموزشی کشور شدند.

او ادامه داد: متاسفانه در این میان عده‌ای در تلاش هستند که بهار علم را به خزان تبیل کنند. اتفاقات در حوزه‌ی علمی و پژوهشی کشور نگران کننده است. اتفاقی نظیر شیوه عزل روسای دانشگاه آزاد و سایر دانشگاه‌ها حکایت از یک تراژدی غم انگیز دارد. با حوزه‌ی علم و دانش و فرهنگ نباید با چنین شیوه‌هایی برخورد شود. استدلال این که چون دولت عوض شده است باید روسای مرکز علمی و پژوهشی عوض شوند استدلالی خنده‌دار و کاملا سیاسی است.

سلیمانی افزود: این استدلال از پای‌بست خراب و محکوم است، و طرفداران آن عقب افتاده و مونگول‌اند! اگر کسانی هنوز فکر می‌کنند که دانشگاه آزاد از آن آنهاست اشتباه می‌کنند. اگر از خدا نمی‌ترسند از مردم بترسند، اگر از مردم نمی‌ ترسند از مجلس بترسند اگر از هیچ کس نمی‌ترسند از وجدان خود بترسند و حرام خواری نکنند.

وی خاطر نشان کرد: رئیس دانشگاهی که از شورای عالی انقلاب فرهنگی حکم گرفته است و باید بتواند تا پایان حکمش به کار ادامه دهد مگر آنکه تقصیر یا قصوری داشته باشد. آنها که تشنه شخصی سازی دانشگاه‌ها برای خودشان هستند باید با تلاش مجلس آرزوی آن را به گور ببرند. مجلس مقتدر با حضور این همه نماینده فرهیخته عالم و دانشمند نگذاشته و نخواهد گذاشت که خدشه‌ای بر حوزه‌ی علم و دانش و پژوهش وارد گردد و صدای توخالی چند نفر خادم الدوله مهم نیست. دانشگاه محل علم و فرهنگ و سیاست باید باقی بماند.

نماینده‌ی مردم تهران ادامه داد: شورای عالی انقلاب فرهنگی میراث حضرت امام (ر ه) است باید تحرک بیشتری داشته باشد.این شورا به موقع به وظایف خود عمل نمی‌کند جامعه دانشگاهی از بی‌تفاوتی حاکم بر این شورا گله‌مند است؛ اعضای حقیقی این شورا از رهبری حکم گرفته‌اند. به نظر می‌رسد خیلی از رهبری فاصله گرفته است. شورای عالی نباید یادش برود فتنه‌گران چگونه دانشگاهها را به آشوب کشیدند. مجلس از شورا می‌خواهد که تلاش کند امور دانشگاهها به دست فرزندان راستین انقلاب سپرده شود.

وی تاکید کرد: هر نوع سستی در این زمینه خسارات چبران ناپذری دارد فتنه‌گران برای دانشگاهها نسخه پیچیده‌اند شورای عالی نباید از مکر فتنه‌گران و سطه گران غافل بمانند. برنامه‌ی آنها ایجاد اختلاف، تنازع، ولایت‌گریزی، هرج و مرج، آشوب، خشونت و در نتیجه جلوگیری از پیشرفت‌های علمی، اقتصادی، رفاه اجتماعی و تحقق تمدن اسلامی است.

سلیمانی همچنین گفت: تجربه نشان داده است که عده‌ای تبلیغ بی‌بند و باری و فساد اخلاقی به نام لیبرالیسم و شکاکیت اعتقادی به نام سکولاریسم را مشی خود قرار داده‌اند. انتظار است مجلس همچنان هوشیاری خود را حفظ کند.

این عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی، در بخش دیگری از صحبتهای خود یاد آور شد: نفت و گاز نعمت خدادادی به ملت ایران است و بی‌توجهی به آن کفران و نعمت است.

او خطاب به وزیر نفت گفت: درها و درگاههای نفت را به روی جوانان و دانشجویان کشور باز کن . اینها معجزه می‌کنند. و کشور را نجات می‌دهند پیش از 20 سال وزیر بوده‌ای و از این بابت دستت خالی است. جوانان مستعد کشور دستت را پر می‌کنند. نباید همه‌ی نگاهها به آن طرف مرزها باشد ، نیم نگاهی هم به این استعدادهای سرشار ایرانی بیندازیم. همه‌ی خبرها این طرف مرز است. آن سوی مرزها تو را به پرتگاه می‌برند و سراب نشان می‌دهد.

این نماینده‌ی مردم تهران ادامه داد: آقای وزیر این مشی را پیشه گیر و توشه‌ی راه خود تهیه کن. دانشمندان و جوانان دارند در را می‌کوبند. بگو کجایت را ببوسند تا این در باز شود! وسوسه شیطان وزیر را گول نزند. در گذشته چنین شد و ملت ایران از فرصت‌ها محروم شدند.

سلیمانی در بخش دیگری از سخنانش عنوان کرد: اکنون که دولت و جوانان و دانشگاهیان در سطح وزارت خانه‌ها استفاده نکرده حداقل در سطوح دیگر استفاده کند والا زمینه‌ی گسست نسلی فراهم می‌شود. دولت باید مشخص کند که جایگاه نسل سوم و چهارم در مدیریت کشور کجاست.

او گفت: رهبری با پشتوانه‌ی مردم شاخ شیطان بزرگ را شکسته است. شیطان بزرگ دهان باز کرده بود خاورمیانه را ببلعد کسانی که به دنبال آزادی هستند باید در این مقطع هوشیار باشند. دیدید که اوباما چگونه به تعظیم کشیده شد و با یک حرکت دیگر به خاک کشیده می‌شود.