روزهای آخر سال
بر پایه یک رسم ایرانی، شماری از خانواده ها روزهای آخر سال بر سر مزار رفتگان خود می روند. در این واپسین روزهای سال، پستی را به یاد همه رفتگان بویژه پدر مهربانم (متوفی دی ماه ۱۳۸۴) و مادر عزیزم (متوفی خرداد ماه ۱۳۸۹) و برادر با اخلاصم (متوفی تیر ماه ۱۳۸۹) اختصاص می دهم.
پیش از این نوشته بودم که این اواخر مادرم قدرت تکلم خود را از دست داه بود. و کارهایش را می نوشت نیز گه گاهی دل تنگی هایش را در دفتری می نوشت. من که دست خط هایش را برای یادگاری برداشته بودم امروز به سراغ آنها رفتم و این دو نوشته را به یاد ایشان تقدیم شما و روح این عزیزان و همه رفتگان می کنم.
دست نوشته اول
امشب شب تولد امام هشتم، امام غریبه
دلم میخواست بیام به پابوست
اما چه کنم نه دستی که بر سر زنم و نه پایی که بر در زنم
از همین جا سلام میدهم، سلام مرا بپذیر.
دست نوشته دوم
دل را زحسین اگر بگیرم چه کنم
بی مهر حسین اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان حسین اگر نگیرم چه کنم