انقلاب معنوی

دوست عزیزم احسان ماه قبل کتابی را (معنویت در سازمان، با رویکردی روان‌شناختی) به من هدیه داد. تا کنون بیش از 250 صفحه از آن را خوانده‌ام. و امروز قصد دارم تا نکته‌ای را از دیباچه کتاب تقدیم کنم.

«انقلاب معنویت» عنوان کتاب پل هیلاس و همکارانش است که نویسنده کتاب فوق‌الذکر از آن گزارش می‌کند که: نویسندگان کتاب انقلاب معنویت بر این باورند چه به خدا باور داشته باشیم و چه نداشته باشیم، در غالب افراد، حس معنویت، یعنی شناخت معنا و هدف عمیق زندگی نهفته است. حسی که بر ابعاد درونی انسان سروکار دارد.

زندگی معنوی زندگی مبتنی بر نقش‌های درونی است. در این نوع از زندگی؛ انسان با حالاتی از آگاهی درونی، حالات ذهنی، وجدان باطنی و احساساتی همچون رحم و شفقت پیوند می‌خورد.

نویسندگان انقلاب معنویت معتقدند زندگی خوب زندگی‌ای است که با آگاهی کامل از این حالات خود همراه باشد. هدف در این زندگی «خود بودن» است. اینکه شجاعت داشته باشیم خودمان باشیم. بی‌آنکه «خود بودگی» را با «خود محوری» یا «فردیت‌گرایی» یکی بدانیم.

نویسندگان می‌گویند امروزه مردم غرب مایلند که خود مسیر معنوی خویش را خلق کنند، مسیری که غالباً از ادیان سنتی، فلسفه، نوشته‌های عامه‌پسند در باب معنویت و بویژه تجربیات شخصی خودشان الهام گرفته‌اند.

اما اینکه تعریف دقیق معنویت چیست می‌گذاریمش برای پست بعد. انشا‌ء‌الله.

امکان پرسشگری از ممنوعیت‌های اجتماعی

قبلاً گفته شد که استاد ملکیان در بحث چیستی امر ممنوع می‌فرمایند که دو سته امر ممنوع داریم یکدسته امور ممنوعی که از منابع هنجارگذار اجتماعی ناشی می‌شود مثل ممنوعیت‌هایی که قانون یا عرف و عادات یا اخلاق و یا دین و مذهب معین می‌کند و یا ممنوعیت‌هایی که ناشی از کمبود امکانات اجتماعی است. و دسته دوم ممنوعیت‌های خود خواسته است که دومی را دو سه هفته پیش از این تقدیم حضور کردم.  

استاد می‌فرمایند:ممنوعیت‌های اجتماعی سه تفاوت با ممنوعیت‌های خودخواسته دارد. اول اینکه اگر ممنوعیت‌های خودخواسته را زیر پا بگذاریم انگار که به وجود و به درون خودمان ضربه زدیم اما زیر پا نهادن ممنوعیت‌های اجتماعی به معنای نقض حقوق دیگران است. دوم اینکه نقض ممنوعیت‌های اجتماعی عوامل مخففه‌ای دارد به این معنا که اگر این نقض ضرری برای دیگران در پی نداشته باشد قبح آن کم می‌شود. و سوم اینکه در مورد نقض ممنوعیت‌های اجتماعی و در صورت بازخواست می‌توانیم اعلام بی‌خبری کنیم اما ممنوعیت‌های خوخواسته این ویژگی را ندارد.

استاد در ادامه می‌فرمایند یکی از ممنوعیت‌های اجتماعی قانون است که باید سه نکته را در این مورد در نظر گرفت. اول اینکه اگر شهروند جامعه‌ای هستی باید که قوانین را تمکین کنی. نمی‌شود فقط قوانینی که برایت سود دارد رعایت کنی و بقیه را زیر پا بگذاری. دومین نکته این است که قانونگذاران نیز باید توجه داشته باشند که ممنوعیت‌ها را به حداقل رسانند و آزادی‌ها را به حداکثر. (جناب ملکیان اضافه می‌کنند که اصولاً معتقدم که قانون برای پاسداشت حداکثری آزادی‌ها وضع می‌شوند برای این وضع می‌شوند که نگذارند آزادی دیگران لگدمال شود.) و سوم اینکه اگر قانونی بد و ناعادلانه بود  نافرمانی مدنی با پرهیز از خشونت اخلاقاً نه مجاز که وظیفه است.

استاد در پایان می‌فرمایند: مناسبات جامعه‌ای به هنجار است که این مناسبات عقلانی، اخلاقی و آسان باشد.