انقلاب معنوی
دوست عزیزم احسان ماه قبل کتابی را (معنویت در سازمان، با رویکردی روانشناختی) به من هدیه داد. تا کنون بیش از 250 صفحه از آن را خواندهام. و امروز قصد دارم تا نکتهای را از دیباچه کتاب تقدیم کنم.
«انقلاب معنویت» عنوان کتاب پل هیلاس و همکارانش است که نویسنده کتاب فوقالذکر از آن گزارش میکند که: نویسندگان کتاب انقلاب معنویت بر این باورند چه به خدا باور داشته باشیم و چه نداشته باشیم، در غالب افراد، حس معنویت، یعنی شناخت معنا و هدف عمیق زندگی نهفته است. حسی که بر ابعاد درونی انسان سروکار دارد.
زندگی معنوی زندگی مبتنی بر نقشهای درونی است. در این نوع از زندگی؛ انسان با حالاتی از آگاهی درونی، حالات ذهنی، وجدان باطنی و احساساتی همچون رحم و شفقت پیوند میخورد.
نویسندگان انقلاب معنویت معتقدند زندگی خوب زندگیای است که با آگاهی کامل از این حالات خود همراه باشد. هدف در این زندگی «خود بودن» است. اینکه شجاعت داشته باشیم خودمان باشیم. بیآنکه «خود بودگی» را با «خود محوری» یا «فردیتگرایی» یکی بدانیم.
نویسندگان میگویند امروزه مردم غرب مایلند که خود مسیر معنوی خویش را خلق کنند، مسیری که غالباً از ادیان سنتی، فلسفه، نوشتههای عامهپسند در باب معنویت و بویژه تجربیات شخصی خودشان الهام گرفتهاند.
اما اینکه تعریف دقیق معنویت چیست میگذاریمش برای پست بعد. انشاءالله.