سه
شنبه گذشته کتاب اسلام فیلسوفان را به قصد هدیه دادن به ستارهی خانمان از
انتشارات امام خریداری کردم. از نبود این روزهای او که درگیر خانه و کاشانه است
حسن(سوء) استفاده کردم و کتاب را خواندم. در شرح حال فارابی دعای فارابی[1] را
نقل کرده بود. فرصت را مغتنم شمردم تا آن را ثبت و به شما تقدیم کنم. جالب آنکه به
دلیل طولانی بودن متن دعا در وسطای تایپِ آن، رفتم برای جستجو در گوگل اما
متاسفانه یا خوشبختانه متن کاملی که من تقدیم میدارم را نیافتم.
خدایا!
ای واجبالوجود و ای علت همه علتها و ای قدیم لایزال من از تو درخواست میکنم که
مرا از لغزشها مصون داری و امید و آرزویم را کرداری قرار دهی که خوشنودییت را به
همراه داشته باشد.
بارخدایا!
به من همه کارهای پسندیده را ارزانی کن و
در کارهایم نیک فرجامی را روزیم گردان. ای
خدای مغربها و مشرقها مرا به خواستهها و اهدافم برسان.
ای
پروردگار! ستارگان هفتگانهای که از هستی برجهیدند، چونان برون جستن از رگ، و آنها
فاعلهای مشیت الهیاند که فضایلشان همه جوهر را پرکرده است، من در حالی صبح را میآغازم
که امید به خیر تو دارم، و به کیوان و عطارد و مشتری تردید دارم.
خدایا!
مرا جامه درخشش و زیبایی و کرامتهای پیامبران و خوشبختی توانگران و دانشهای
حکیمان و فروتنی پرهیزکاران بپوشان.
خدایا!
مرا از دنیای نگونبختی برهان و مرا از اخوان صفا و یاران وفا و ساکنان آسمان
همراه با صدیقان و شهیدان قرار ده.
تو
خدایی، معبودی که هیچ معبودی جز تو نیست و تو علت اشیا و نور زمین و آسمانی.
ای
صاحب جلال! مرا فیضی از عقل فعّال ببخش، و نفسم را به نورهای حکمت خالص گردان، و
در دلم شکر نعمتی را که به من ارزانی داشتی بیفکن، و حق را به من حق بنمایان، و
پیروی از آن را به من الهام کن و باطل را به من باطل بنمایان و مرا از باورمندی
بدان و گوش سپردن به آن باز دار.
خدایا!
نفس مرا از سرشت هیولی پاک گردان که تو همانا علت نخستینی، ای علت همه اشیا و آن
که اشیا از فیض جاریش پدید آمدند.
ای پروردگار طبقات آسمانها و ای پروردگار مرکزی
در میانه آسمانها از خاک و دریاها، من تو را در حالی میخوانم که گنهکارم و به تو
پناه میآورم پس خطای گناهکار و مقصر را ببخش.
ای
پروردگار کل! به فیضی از جانب خود عنصر کامل مرا از تیرگی طبیعت و عناصر، پاک
گردان.
خدایا!
ای پروردگار اشخاص عِلوی و اجرام فلکی و جانهای سماوی بربندهات شهوتِ بشری و دوستی
شهوتها و دنیای پست چیره شده است، پس عصمت خویش را برای من سپری در برابر آمیختگی
و تقوایت را دژی در برابر کوتاهی و تفریط قرار ده که تو بر همه چیز احاطه داری.
خدایا!
مرا از اسارت طبیعتهای چهارگانه بیرون آر
و به بهشت پهناور و جوار بلند مرتبهات منتقل کن.
خدایا!
بسندگی را سبب قطع پیوندهای ناپسند میان من و جسمهای خاکی و اندوههای هستی قرا ده، و حکمت را سبب یگانگی
جان من با عوالم الهی و جانهای سماوی گردان.
خدایا!
به روح القدس شریف نفسم را پاک گردان، و به حکمت بالغه بر عقل و حسّم تاثیرگذار، و
فرشتگان را به جای عالم طبیعت همدمم گردان.
خدایا!
هدایت را به من الهام کن و ایمانم را با پرهیزگاری استوار، و در نفسم دوستی دنیا
را ناپسند گردان.
خدایا!
ذات مرا برای چیرگی بر شهواتهای فانی نیرومند کن، و نفسم را به منازل نفسهای
جاودان برسان، و آن را از جمله جواهر شریف گردانقیمت در بهشت برین گردان.
پاک و
منزهی تو ای خدای، پیش از موجوداتی که به زبان حال و مقال ناطقاند، تو همانا با
حکمت خود به همه چیز آنچه را سزاوارش است عطا می کنی و وجود را درقیاس با عدمش از
روی نعمت و رحمت برای آن قرار میدهی. پس ذاتهای آنها و عرضها سزاوار نعمتهای
تو و شکرگذار فضایل دهشهای تواَند. هیچ چیز نیست جز آن که با سپاسش پاک میداردش،
لیک پاکداشتشان را شما درنیابید.
پاکا
خداوندی که والاتری و همانا تو خدای یگانه و یکتا و بینیازی که نزاده است و
نزادندش، و کس او را همتا نیست.
بارخدایا!
نفسم دربندی از بندهای عناصر چهارگانه گرفتار و زندانی است و درندگانی از خواستههای
نفسانی را واگذارم تا آن را بدرند.
خدایا!
نفسم را به عصمت بربخشای و به رحمت بر او مهربانی ورز که اینگونه بخشش و مهربانی
ورزیدن تو را سزوارتر است، و با بزرگواری و گذشت سرشار خویش با او رفتار کن که این
گونه رفتار از تو نیکوتر و پسندیدهتر است.
خدایا!
بر نفس من با توبهای که آن را به سوی عالم سماویاش باز گرداند منّتگذار، و در
بازگرداندنش به مقام قدسیاش شتاب ورز، و خورشیدی از عقل فعّال بر تاریکیهای آن
بتابان، و از آن تاریکیهای نادانی و گمراهی را دور ساز، و آنچه را در قوای آن
بالقوّه نهفته است، بالفعل گردان، و آن را از تاریکیهای نادانی به سوی نور حکمت و
روشنایی عقل رهنمون باش.
خدای،
کارساز کسانی است که گرویدهاند، از تاریکیها به روشنیشان برد.
خدایا!
به نفس من صورتهای نهانهای شایسته را در رویایش بنمان، و خوابهای پریشان را به
رویای خوبیها و مژده راستین در خوابها بدل
گردان، و آن را از پلیدیهایی که از محسوسات و اوهام خویش اثر پذیرفته،
پاکش گردان، و تیرگی طبیعت را از آن دور ساز، و آنرا در عالم نفوس در جایگاهی
والا فرود آر، که خدای، همان کسی است که مرا هدایت کرد و کفایت کرد و پناهم داد.
4. عیون الانباء فی طبقات الاطبّاء،
جلد 3، ص 224، برگرفته از: کتاب اسلام
فیلسوفان، نوشته منجی السود، ترجمه محمد باهر، نشر نگاه معاصر، تهران، 1394
# اين پست را دو هفته پيش گذاشتم که برای بار دوم بلاگفا خراب و مطالب اين پستم پريد.