چهارمین قانون معنوی موفقیت- قانون کمترین تلاش
در این قانون با وام گرفتن از طبیعت، ما را به کمترین تلاش فرامیخواند و میگوید: باید که مثل طبیعت فطری خودمان باشیم. مثل طبیعت فطری ماهی که بدون کوشش برای شنا کردن، فقط شنا میکند، مثل گلها که بدون تلاش برای شکفتن فقط میشکفند و مثل پرنده که نمیکوشد پرواز کند و فقط پرواز میکند. و این کمترین تلاش برای انسان زمانی روی میدهد که انگیزه اعمال عشق باشد.
قانون کمترین تلاش سه جزء دارد:
اول پذیرش است. پذیرش مردم، اوضاع و شرایط و موقعیتها و رویدادها به همان صورتی که پیش میآیند نه آنگونه که آرزو میکردید.
دومین جزء این قانون، مسئولیتپذیری است. و این یعنی ملامت نکردن هیچکس و هیچچیز، بلکه توجه به این مهم که همه مشکلات بذر مجالی است برای متحول کردن آن وضعیت، به چیزی بهتر.
و بالاخره جز سوم جزء عدم تدافع است. عدم تدافع هم یعنی دست کشیدن از نقطه نظراتمان. یعنی وقت خود را هدر ندادن برای دفاع از دیدگاههای خود. یعنی بیخودی مقاومت نکردن و اصرار نورزیدن بر نظرات خویش. یعنی به مشاجره نکشاندن خود. یعنی وقت نگذاشتن برای ترغیب یا مجاب کردن پذیرش دیدگاهایمان به دیگری.[1]
[1] . سومین جزء این قانون را نمیفهمم، خدا کند توصیه به سیب زمینی بیرگ بودن نباشد، به معنای دست کشیدن از حرفهای درستمان نباشد، به معنای تسلیم شدن در برابر دیدگاههای بیمبنای دیگران نباشد، به نظر این حقیر فقط بایسته است که در برابر دیدگاههای افراد معقولتر مقاومت نکنیم و آنها را بپذیریم. آری اصرار ورزیدن به حرفها و نظرات حتی درستمان و به زور قبولاندن به دیگرانی که دارای دیدگاهی متفاوت از مایند صحیح نیست.