سید عزالدین زنجانی ختم سلسله علمای مشهد
مشهد همیشه بزرگانی در خود داشته است تا که محل رجوعی باشند برای مردمانش. هم نسلان من بیاد دارند که مردم مشهد همیشه و بیاستثناء مسایل مهم و معنوی خود را با علمای مورد اعتماد خود در میان میگذاشتند. این علمای بزرگ بویژه پس از انقلاب در یک حلقه 5 نفره حرفها و رهنمودهای اجتماعیشان مورد توجه مومنین مشهد قرار میگرفت. به تعبیر دیگر مردم مشهد در اولین دهه انقلاب گوش جان میسپردند به رهنمودهای این 5 عالم؛ عامل؛ عارف؛ روشنضمیر یعنی حضرات آیات: میرزا جواد آقای تهرانی؛ میرزا مهدی آقای نوغانی؛ میرزا حسنعلی آقای مروارید؛ میرزا علی آقای فلسفی و سید عزالدین زنجانی.
پریروز با تشییع پیکر سید عزالدین زنجانی آخرین زنجیره این حلقه هم رفت.
مشهد سال 68 میرزا جواد آقا تهرانی را از دست داد. همو که هر چه تلاشمیکردی دستش را ببوسی نمیگذاشت که نمیگذاشت. همو که اگر با سیدی به دیدنش میرفتی به هنگام خداحافظی با آن کمر خمیدهاش چنان غافلگیرانه از تو جلوتر به سمت درب خروجی میرفت که کفشهای مهمان را جفت کند.
مردم مشهد سال 71 میرزا مهدی آقای نوغانی را از دست دادند او که مجالس دهه محرم و صفرش و مراسم شبهای احیاء ماه مبارک رمضانش باورانندهترین آموزهای زندگی معنوی تو میشد. او که همه معرفت و سوز و گداز روضهاش در همان چند دقیقه اول منبرش؛ با خواندن اشعاری با سوزی درونی و عارفانه به جان مخاطب مینشاند.
نیز سال 83 رفتن میرزا حسنعلی آقای مروارید مردم مشهد را داغدار کرد آیتی که همیشه؛ همه را به تقوا دعوت میکرد. کسی که فرزندانی پاک و مردمدوست و عالم تربیت کرد؛ مروارید با وجود این فرزندان نامش و یادش زنده است.
سال 85 نیز میرزا علی آقای فلسفی دعوت حق را لبیک گفت. لابد برخی از مریدان ایشان جلسات جمعه شب ایشان را یادشان نرفته. جلسات تفسیر ایشان را؛ جلساتی که عارفانه میگفت و به جان مینشست. صحبتی از او در گوش جانم مانده که هنوز که هنوز است از ذهن و ضمیرم نرفته و انشاالله که تا روز رفتنم از این جهان از خاطرم نرود. او سخنی و حدیثی از وسعت بیکران رحمت خدا آموخت که اگر کسی بشنود نگاهش به خدا و روز رستاخیز از این رو به آن رو میشود.
چند روز پیش؛ آخرین حلقه 5 نفره علمای مشهد یعنی سید عزالدین زنجانی هم رفت و دوستدارانش را تنها گذاشت. او که دانشجویان و دانشگاهیان بیشتر او را میشناسند و از الطاف او خیلی چیزها یافتهاند. عالمی بیتکلف؛ خوشرو؛ سخنش همیشه دلنشین. او که در همه مسابقات قرآن که جهاد مشهد متولی آن بود، پای ثابت آن بود. و چه شوق و شعفی دست میداد به دستاندرکاران ستاد برگزاری وقتی میشنیدند که دعوت آنان را برای سخنرانی افتتاحیه پذیرفته است و چهها که نمیکردند دانشجویان قرآنی وقتی او لب به سخن میگشود....