رواقیون نخستین چگونه افکاری داشتند؟  

  با هم کتاب میخوانیم(1)

فلسفه‌ای برای زندگی (5)

همانطور که عرض شد کتاب نسخه‌ی مکتب رواقیون را برای ما انسانهای 2016ای مناسب میداند. رواقیون که هم عصر کلبیون بودند(فرقه‌ای با فلسفه‌ای خاص در زندگی در یونان و روم باستان). آنان زندگی خوب را در ریاضت‌کشی افراطی دنبال میکردند بنابراین خود را محروم می‌کردند از هر چی مظاهر زندگی خوب و  طبیعی بشمار می‌رفت.در خیابانها زندگی میکردند، روی زمین می‌خوابیدند و تنها دارایی‌شان لباسی بود که بر تن داشتند. گویند بدلیل زندگی‌ «سگ‌واره» به آنها کلبیون می‌گفتند. اینان می‌گویند: آدمهای بد از هوای نفس خویش چنان فرمان می‌برند که خدمتکاری از اربابش. و این یعنی که اختیاری بر امیالشان ندارند.

اما رواقیون و مشهورترین چهره رواقی «زنون» که خود ابتدا پیرو کلبیون بودند کم کم از آنها فاصله گرفته و تفاوت خود را به علاقمندی همزمان به فلسفه عملی و فلسفه نظری در زندگی اعلام کردند. این نگاه خیلی زود مورد استقبال شهروندان قرار گرفت. رواقیون به دنبال نحوه‌ی زیستنی بودند که هر چند ساده و بی‌برگ و بار است اما راحتی انسانها را هم در نظر می‌گیرد. استدلال رواقیون برای کنار گذاشتن اندیشه‌ی ریاضت‌کشی این بود که اگر آنها هم مثل کلبیون از «چیزهای خوب» اجتناب کنند عملاً نشان می‌دهند که این چیزها خوبند. رواقیون  از هر «چیز خوبی» که زندگی سر راهشان قرار می‌داد بهره می‌بردند اما همیشه هم آماده بودند که در صورت لزوم دست از این چیزها بشویند.

فلسفه زنون عناصر اخلاقی، فیزیکی و منطقی داشت. آنان اول منطق می‌خواندند بعد فیزیک و دست آخر اخلاق. توجه رواقیون به منطق از این عقیده ناشی می‌شد که عقلانیت وجه ممیزه‌ی انسان از سایر حیوانات است و هر چه نباشد، منطق علم بررسی شیوه‌های درست استدلال است.

فیزیک رواقی ضمن پرداختن و تبیین پدیده‌های طبیعی و جهان پیرامونی به قلمرو دیگری که امروز آن را الهیات می‌نامیم می‌پرداختند مثل: وجود و سرشت خدایان، اینکه چرا خدایان جهان و ساکنان آن را خلق کرده‌اند، نقش خدایان در نتایج اتفقات و امور عالم چیست؟ و اینکه نحوه‌ی درست رابطه انسان با خدایان چگونه است؟

اخلاق سومین و مهمترین جزء فلسفه رواقی بود البته نه به معنای اخلاق امروزی که علم بررسی خوب و بد اخلاقی را متکفل است. اخلاق رواقی اخلاق سعادت‌گرایانه نامیده می‌شد و از دو لغت یونانی «eu» به معنای «خوب» و «daimon» به معنای «روح» تشکیل شده است. دغدغه‌ی محوری این اخلاق بایدها یا نحوه‌ی بودنی است که برای انسانها زندگی خوب و شکوفا  را به ارمغان می‌آورد. رواقیون در پاسخ به سوال کسی که بخواهد یک زندگی خوب داشته باشد می‌گویند باید فضیلمند باشی. و اما فضیلت را چه می‌دانستند؟ فضیلت در مکتب رواقی بستگی به این دارد که اعمالش منطبق وظیفه‌ای که نوع انسان برایش خلق شده است باشد. دقیقاً همانطور که یک چکش خوب و بدردخور چکشی است که از عهده انجام کاری که برای آن درست شده برمی‌آید. در این صورت فضیلتمندانه زیستن یعنی زیستن به همان نحوی که برایش ساخته شده‌ایم. اکنون سوال این است که انسان از دیدگاه رواقی برای چه کاری ساخته شده است؟ سوال کلیدی که بماند برای قسمت بعد ... انشاالله......

«دارما» یا غایت حیات – هفتمین قانون معنوی موفقیت

قانون دارما می گوید برای به انجام رساندن هدفی، در قالب جسمانی متجلی شده‌ایم. بر طبق این قانون صاحب استعدادی بی‌همتاییم و به شیوه‌ای بی‌همتا آن را بیان و عیان می‌کنیم. کاری هست که بهتر از هر کس دیگر در این جهان می‌توانیم آن را به انجام برسانیم. 

بیان استعدادهایمان برای برآوردن نیازها، ثروت بیکران و فراوانی نامحدود می‌آفریند اگر می‌توانستید از همان اوان کودکی این اندیشه را به فرزندانمان بیاموزیم تاثیرش را در زندگی آنها می‌دیدید. اگر بگوییم خودشان آن دلیل را دریابند آنوقت بی همتایی، بروز و ظهور خواهد کرد.

من خود او چهارسالگی به فرزندانم گفتم: «هرگز از شما نمی‌خواهم که نگران معاش خود باشید. اگر وقتی بزرگ شدید، نتوانید از عهده مخارج زندگی‌تان برآیید خودم شما را تامین خواهم کرد. همچنین نمی‌خواهم که توجهتان به موفقیت در تحصیل معطوف کنید. نمی‌خواهم در مدرسه بهترین نمره‌ها را بگیرید و به بهترین دانشکده‌ها بروید. آنچه واقعاً از شما می‌خواهم این است که مدام از خود بپرسید چگونه می‌توانید به بشریت خدمت کنید و از خود بپرسید که چه استعدادهای یکتایی دارید زیرا استعداد بی‌همتایی دارید که هیچ کس دیگر ندارد.

ثمره این نوع مواجهه، این شد که به بهترین مدرسه‌ها رفتند و بهترین نمره‌ها را گرفتند و حتی در دانشکده نیز بی‌نظیر بودند و از نظر مالی نیز خودکفا هستند، چون توجه آنها به این معطوف است که به  اینجا آمده‌اند تا چه چیز را پیشکش کنند. پس این است که قانون «دارما».

قانون دارما را می‌توان در سه جز زیر خلاصه کرد:

1. ضمیر راستین خویش را کشف کردن

2. نمایان ساختن استعدادهای یکتایی خود و باور به اینکه کاری هست و شیوه یکتایی که شما بهتر از هر کس دیگر در کل این سیاره، قادر به انجام دادن آن هستید.

3. خدمت به بشریت و سوال همه روزه از خودمان که چگونه می‌توانیم به دیگران کمک کنیم.

سپس فهرستی از پاسخ‌ها تهیه کنیم و از خودبپرسیم که اگر هیچ نگرانی درباره پول نداشتم و اگر همه وقت و پول جهان از آنِ من بود، چه می‌کردم؟ اگر به همان کاری می‌پرداختید که هم اکنون می‌کنید، به دارمای خود سرگرمید.