چقدر کارتان سخت است. چرا؟

پریشب (جمعه 95.11.15) همراه با خانواده‌ام به عیادت مادر بیماری تازه از زیر عمل بیرون آمده، رفته بودیم. یکی از میهمانان از آن طرف اتاق پیام تلگرامش را خواند: فردا مدارس تعطیل است. همه خانواده و میهمانان منتظر اخبار رسمی خراسان رضوی  20.45 بودند. خبر همان بود.

خانمم (عمه بچه‌های مدرسه تعطیل شده) اجازه خواست تا حامد و محمد به خانه ما بیایند... آنان آماده شدند ... 21.15 رسیدیم به خانه و هنوز دقایقی نگذشته بود که صدای پیام جدید تلگرامیِ تلفن همراه خانمم به صدا در آمد. کاش نمی‌آمد. پیام باز شد ... ارسال سه فایل تکلیف درسی از سوی خانم معلمِ مدرسه امامی رئوف(ع).

آری بچه‌ها نباید بیکار باشند. بچه‌ها نباید حس خوش تعطیلی را ولو به انداره یک نیمروز تجربه کنند.

چقدر سخت است اداره وزارتی که انگار اصلاً برای برخی از معلمانش بهداشت روانی دانش‌آموز مفهوم و متصور نیست. شما لطفاً ذهن و ضمیر بچه‌هایی را به تصویر بکشید که لحظه اعلام تعطیلی، در حال مرور حس خوب تطیلی و برف‌بازی فردا هستند. اما ساعتی نگذشته پیامکی از یک معلم که لابد خودش را به غایت انسان متعهد می‌داند می‌رسد.

حالا این را بگذارید در کنار فلسفه و کارکرد مدرسه طبیعت. فاصله از زمین تا آسمان است. چطور توجیه کنیم بچه‌هایمان را؟ چه سخت است بی‌توجهی به بهداشت روانی بچه‌های این سرزمین. چقدر کارتان سخت است.....