این قانون می‌گوید: برای حصول هر چیز در عالم مادی، باید از دلبستگی خود به آن دست بکشیم. البته این بدان معنا نیست که از قصد و آرزوهایمان دست برداریم بلکه از دلبستگی به ثمرات آن باید دست بکشیم. دلبستگی مبتنی بر ترس و عدم امنیت است و عدم امنیت مبتنی بر عدم شناخت ضمیر راستین خود است.

اتومبیل، خانه، پول، لباس و ... همه از مظاهر موقتی‌اند، می‌آیند و می‌روند. دویدن از پی مظاهر اضطراب می‌آفریند و این احساس را در وجودتان ایجاد می‌کند که دروناً خالی و تهی هستید، زیرا ضمیر راستین خود را با مظاهر آن معاوضه می‌کنید.

مردم مدام امنیت می‌جویند و بسیاری آنرا در فلان رقم میلیون پول داشتن در بانک می‌‌دانند، در حالیکه توجه ندارند که این نوع جویندگان همه عمر خود را از پی آن(امنیت) می‌دوند، بی‌آنکه هرگز آنرا بیابند. دلبستگی ما را در قصدمان در زمینه ذهنی خشکی، قفل می‌کند و خلاقیت و خودانگیختگی را که جزء لاینفک این حیطه است را از ما می‌گیرد.