دو، سه هفته پیش؛ خانمم رو برای شرکت در جلسه روضه خانومانه به منزل یکی از اقوام بُردم و داوطلبانه همانجا در ماشین موندم تا مراسم تمام شود. یک ساعت؛ یک ساعت و نیم باید میموندم. معمولاً در این جور موقعیت‌ها از پیش کتابی رو می‌بُردم تا از فرصت استفاده کنم. اما آنروز کتابی همراه نداشتم.

پشت فرمان نشسته بودم که ناگاه چراغ روشن مغازه‌ای نگاهم رو به خود جلب کرد. با تمرکز بیشتر دریافتم که کتابفروشی است. تعجب کردم که چطور در چنین میلانی (فرهنگ 24) کتابفروشی است. پیاده شدم و سلانه سلانه خودم رو به پشت ویترین رساندم. به عناوین کتاب‌‎ها که نظری انداختم تعجبم بیشتر شد، تو گویی پشت ویترین انتشارات امامم. یکی دو کتاب نظرم رو جلب کرد. یکی‌اش کتاب «هفت قانون معنوی موفقیت» بود. با رغبت وارد کتابفروشی شدم و پس از تورق چند کتاب آنرا خریدم. کتابی جمع و جور از دیپاک چوپرا ترجمه گیتی خوشدل و از نشر قطره.

خوشحال از اینکه خدا روزی اون روزمو اینگونه عطا کرد. برگشتم تو ماشین و خوندم مقدمه کتاب و یکی دو قانون رو. و البته 5 قانون بقیه‌اش رو هفته پیش در راه تهران که برای شرکت در جلسه‌ای و کمک به اسباب‌کشی پسرم رفته بودم، خوندم. انشاالله از هفته بعد هر هفته یک قانون رو تقدیم شما عزیزان خواهم کرد.