زندگی سعادتمندانه
با هم کتاب میخوانیم(1)
فلسفهای برای زندگی (7)
روایت رواقیون رومی از زندگی سعادتمندانه
گفته شد که رواقیون رومی با ظرافت آموزههای رواقیون یونانی را از تک مولفهی فضیلت به دو مولفهی فضیلت - آرامش تغییر دادند. مشهورترین رواقیون رومی سنکا، موسونیوس روفوس، اپیکتتوس و مارکوس آورلیوس بودند. هر چند برخی را عقیده بر آن است که این 4 تن مکمل هم بودند اما در این میان، سنکا از همه بهتر مینوشت، در حالیکه موسونیوس برای عملگراییاش مشهور بود و اپیکتتوس توان تحلیلش برجسته بود و مارکوس از طریق بازتاب تاملات خود به صورت خاطرات روزانه ما را از اندیشههای یک رواقی معتقد با خبر میکرد.
سنکا رواقیای بود که هیچگاه مطلب فلسفی ننوشت اما سه دلیل او را بعنوان یک رواقی معروف مطرح کرد(مثل شهرتی که جناب احمدی در تربت و استان پیدا کرده است) او نخست نمایشنامه نویس موفق بود و در کنار آن فعالیت تقتصادی درخوری داشت و سه اینکه ورودش به دنیای سیاست او را یگانه ساخت. سناتور بود، معلم خصوصی امپراطور نرون و البته مشاور اصلی او بشمار میآمد. هر چند همکاریاش با دربار سلطنتی برایش دردسرساز شد تا جایی که او را نهایتاً به کام مرگ برد.
سنکا رسالهای «در باب زندگی سعادتمندانه» را برای برادرش ««گالیو» نوشت همان کسی که در باب هیجدهم عهد جدید در آیات 12 تا 16 به دلیل المتناعش از محاکمه و شکنجه پولس رسول در کورِنت از او یاد شده است. سنکا در این رساله توضیح میدهد که بهترین راه رسیدن به آرامش استفاده از قوای عقلانی است. ما باید بتوانیم با استفاده از قوای عقلانی هر آنچه را که باعث «هیجان یا ترسمان» میشود از خودمان دور کنیم. که اگر چنین کنیم آرامشی مدام و آزادی ماندگاری در انتظارمان خواهد بود و لذتی بیانتها، پایدار و تغییرناپذیر را حس خواهیم کرد.
سنکا معتقد است آنکه براساس اصول رواقی زندگی میکند چه بخواهد و چه نخواهد از لذت و شادی همیشگی برخاسته از اعماق وجو.دش بهرمند میشود، چرا که او شادمانی را در منابع درونی خویش مییابد و در جستجوی هیچ لذتی بالاتر از لذتهای درونیاش نیست. در قیاس با این لذتها، لذتهای تن ناچیز، بیترزش و گذراست.
در ظاهر زندگی سنکا یک تناقض مطرح بود و به همین خاطر رقیبانش اتهام میزدند که او چطور میتواند با وجود این ثروت عظیم از ایده خویشتنداری و کفّ نفس رواقی طرفداری کند. نویسنده کتاب این تردید را اینگونه پاسخ میدهد: خوب است بخاطر داشته باشیم که مکتب رواقی برخلاف مکتب کلبی پیروتنش را به زندگی زاهدانه دعوت نمیکند. برعکس، به عقیده رواقیون بهره بردن از چیزهای خوبی که زندگی سر راه انسان قرار میدهد، تا زمانی که حواسمان به چگونگی بهرهبردن از آنها باشد، هیچ ایرادی ندارد. مهم این است که آمادگی داشته باشیم که اگر شرایطمان تغییر کرد همهی این چیزهای خوب را بدون کوچکترین افسوس رها کنیم. ... #فلسفهای برای زندگی/ ویلیام اروین/ ترجمه محمود مقدسی/ نشر گمان