با هم کتاب میخوانیم(1)

فلسفه‌ای برای زندگی (6)

انسان برای چه کاری ساخته شده است؟

رواقیون معتقدند برای پاسخ به این سوال فقط کافی است خودمان را بکاویم. در این واکاوی است که می‌فهمیم مثل سایر حیوانات «غرایز» داریم مثلا احساس گرسنگی می‌کنیم و گرسنگی راهی است که طبیعت برای تحریک  ما به غذاخوردن از آن استفاده می‌کند یا از نظر جنسی برانگیخته می‌شویم و این شیوه‌ای است که طبیعت برای وا داشتن ما به تولید نسل بکار می‌برد. اما با بقیه حیوانات یک تفاوت مهم داریم ما انسانها می‌توانیم «بیندیشیم». به عقیده زنون از وجود چنین وجه تمایزی می‌توان نتیجه گرفت که ما انسانها خلق شده‌ایم تا موجوداتی اندیشمند و معقول باشیم. دیگر اینکه چون طبیعت تصمیم گرفته ما انسان‌ها موجوداتی «اجتماعی» باشیم، پس وظایفی در قبال همنوعان داریم. احترام به والدین، خوش رفتاری با دوستان، به فکر منافع هم‌میهنان بودن و ...

اگر بخواهیم یک رواقی تمام عیار باشیم باید خود را به مقام انسان فرزانه خدایی یا «حکیم » نزدیک کنیم حکیم رواقی عاری از غرو و تکبر است، چون حرف خوب و بد دیگران برایش یکی است او هیچ گاه غم زده نمی‌شود.

رواقیون رومی، یک تغییرات ظریفی در برنامه اخلاقی رواقی بوجود آورده آنان علاوه بر کسب «فضیلت» که هدف اول رواقیون بود کسب «آرامش» را هدف دومی قرار دادند. اما قطعاً منظورشان از آرامش گیجی و منگی نبود چون طرفداری از چنین چیزی به معنای نفی یکی از اجزای ضروری زندگی فضیلت‌مندانه یعنی «عقلانیت» می‌بود. آرامش رواقی حالتی روانی بود که مشخصه آن رهایی از احساسات منفی از قبیل اندوه، خشم و اضطراب و بهره‌مندی از عواطف مثبتی چون شادی بود.

از نظر رواقیون رومی، کسب آرامش و فضیلت به هم مرتبطند. آنان معتقد بودند کسب فضیلت به آرامش می‌انجامد و هم کسب آرامش را یاریگر در رسیدن به فضیلت می‌دانستند. کسی که آرام نیست واحساساتی منفی چون اندوه و خشم درونش را آشفته می‌کند به سختی می‌تواند به فرمان عقلش عمل کند. در وجود چنین کسی عواطف بر عقل چیره می‌شوند و او کم کم توان تشخیص خوبی‌های حقیقی را از دست می‌دهد و از جستجوی خوبی‌ها باز می‌ماند و در نهایت در کسب فضیلت ناکام می‌شود.

رواقیون رومی کمتر از یونانیان به توان عقل در انگیزه بخشیدن به انسان‌ها اعتماد داشتند. رواقیون یونانی (براساس یک آموزه سقراطی - افلاطونی) عقیده داشتند برای اینکه انسان به دنبال کسب فضیلت بروند کافی است بدانند که چه چیزی خوب است و می‌گفتند هر مرد عاقلی اگر بداند چه چیزی خوب است ضرورتاً به دنبال آن خواهد رفت و در نتیجه انسان فضیلتمند می‌شود. بالعکس رواقیون رومی تشخیص داده بودند که مردم عادی روم ذاتاً آرامش را چیز ارزشمندی می‌دانند پس بهتر است مردم را به آرامشی که در پس کسب فضیلت بود، دعوت کنند.

نویسنده کتاب می‌نویسد واقعیت نیز همین است که آرامش حتی برای افراد مدرن جذاب‌تر و گیراتر است. مثلا فرض کنیم به کسی گفته شود راهکاری از دوران باستان برای فضیلتمند شدن سراغ داریم و مایلیم آن را با تو در میان گذاریم احتمالا با بی‌حوصلگی سری تکان می‌دهد، حالا به همین فرد اگر گفته شود راهکاری از دوران باستان برای رسیدن به آرامش سراغ داریم و می‌خواهم با تو در میان گذرام به احتمال زیاد جذب حرف‌ها شده و چه بسا چشمانش برق زند.... ادامه دارد .....