سومین قانون معنوی موفقیت، قانونی است بنام «کارما». کارما هم عمل است و هم نتیجه آن عمل. هم علت است و هم معلول. به زبان ما ایرانی‌ها «هرچه بکاری همان را درو می‌کنی». بر این اساس مفهوم ضمنی کارما انتخاب آگاهانه است.

خواه به مذاقمان خوش بیاید و خواه نه، هر آنچه که در زندگی امروزمان پیش می‌آید، نتیجه انتخاب‌هایی است که در گذشته به آن دست زده‌ایم. پس بایسته است که هوشیارانه آگاه باشیم که انتخاب‌های امروز ما فردایمان را می‌سازد. اگر بطور منظم به این امر بپردازیم از قانون کارما بطور کامل استفاده کرده‌ایم.

اکنون سوال این است که در مورد کارهای گذشته و تاثیرات(بویژه تاثیرات منفی) آن چه باید کرد؟ نویسنده در پاسخ، سه راه کار زیر را توصیه کرده است:

1.     غرامت‌ها و دیون کارمایی گذشته خود را پرداخت کنیم. اگر به کسی رنجی و دردی وارد کردیم، بکوشیم که آن را جبران کنیم.

2.     تبدیل و تحول «کارمای» خود به تجربه‌ای خوشایندتر. یعنی در عین حالی که در حال پرداخت غرامت(عمل به بند اول) هستم با خود بیندیشم که از این تجربه چه می‌توانم بیاموزم. مثلاً اگر به هنگام ورزش پایم بشکند باید تامل کنم که پیام آن چیست؟ باید این تجربه را با نوشتن متنی یا مقاله‌ای برای اطرافیانم یا جامعه‌ام سودمند سازم. یا شاید با توصیه به استفاده از کفشهای مناسب از گرفتار شدن دیگران به همچون مسئله‌ای جلوگیری کنم.

3.     سومین راه کنار آمدن با کارمای گذشته‌مان، فرارفتن از آنهاست. کاری نسبتاً سخت اما انجام شدنی از طریق تمرین مراقبه.

نتیجه‌گیری و خلاصه این قانون را می‌توان چنین بازتاب داد: انتخاب‌های خود را هر چه می‌توانم آگاهانه‌تر کنم و در هنگام انتخاب از خود بپرسم عواقب این انتخاب چیست؟ و برای خود و دیگرانی که تحت تاثیر این انتخاب قرار می‌گیرند توفیق و شادمانی به همراه دارد یا شکست یا ناشادمانی.