امکان پرسشگری از ممنوعیتهای اجتماعی
قبلاً گفته شد که استاد ملکیان در بحث چیستی امر ممنوع میفرمایند که دو سته امر ممنوع داریم یکدسته امور ممنوعی که از منابع هنجارگذار اجتماعی ناشی میشود مثل ممنوعیتهایی که قانون یا عرف و عادات یا اخلاق و یا دین و مذهب معین میکند و یا ممنوعیتهایی که ناشی از کمبود امکانات اجتماعی است. و دسته دوم ممنوعیتهای خود خواسته است که دومی را دو سه هفته پیش از این تقدیم حضور کردم.
استاد میفرمایند:ممنوعیتهای اجتماعی سه تفاوت با ممنوعیتهای خودخواسته دارد. اول اینکه اگر ممنوعیتهای خودخواسته را زیر پا بگذاریم انگار که به وجود و به درون خودمان ضربه زدیم اما زیر پا نهادن ممنوعیتهای اجتماعی به معنای نقض حقوق دیگران است. دوم اینکه نقض ممنوعیتهای اجتماعی عوامل مخففهای دارد به این معنا که اگر این نقض ضرری برای دیگران در پی نداشته باشد قبح آن کم میشود. و سوم اینکه در مورد نقض ممنوعیتهای اجتماعی و در صورت بازخواست میتوانیم اعلام بیخبری کنیم اما ممنوعیتهای خوخواسته این ویژگی را ندارد.
استاد در ادامه میفرمایند یکی از ممنوعیتهای اجتماعی قانون است که باید سه نکته را در این مورد در نظر گرفت. اول اینکه اگر شهروند جامعهای هستی باید که قوانین را تمکین کنی. نمیشود فقط قوانینی که برایت سود دارد رعایت کنی و بقیه را زیر پا بگذاری. دومین نکته این است که قانونگذاران نیز باید توجه داشته باشند که ممنوعیتها را به حداقل رسانند و آزادیها را به حداکثر. (جناب ملکیان اضافه میکنند که اصولاً معتقدم که قانون برای پاسداشت حداکثری آزادیها وضع میشوند برای این وضع میشوند که نگذارند آزادی دیگران لگدمال شود.) و سوم اینکه اگر قانونی بد و ناعادلانه بود نافرمانی مدنی با پرهیز از خشونت اخلاقاً نه مجاز که وظیفه است.
استاد در پایان میفرمایند: مناسبات جامعهای به هنجار است که این مناسبات عقلانی، اخلاقی و آسان باشد.