17 دیماه جاری دعوت بودم به شرکت در سیزدهمین جلسه سلسله نشست‌های تخصصی مباحث اعتقادی که توسط مدرسه علوم دینی حضرت ولی عصر (عج) (مدرسه‌ای که احتمالاً وابسته به حضرت آیت‌الله سیدان است) با عنوان علیت و فاعلیت برگزار می‌شد.

خوشحال شدم که بالاخره بخشی از حوزه علمیه در سطح عمومی‌تری مباحث فلسفی کلامی را مطرح می‌کند. من بخاطر دعوت و حضور جناب حضرت آقای سیدان شرکت کردم تا ضمناً یاد خاطرات دهه شصت هم شده باشد...

در این بحث علاوه بر حضرت ایشان جناب آقای دکتر برنجکار نیز جزء ارائه کنندگان بودند.

القصه حرف و سخن و سوال اساسی این جلسه این بود که آیا علیت‌گرایی درست است یا فاعلیت‌گرایی؟  

علیت‌گرایی هم  به این معنا که بگوییم اگر علتی پدید آمد معلول هم بر اساس اصل ضرورت علت و معلول (و همچنین بر اساس اصل نیازمندی معلول به علت و نیز بر وفق اصل سنخیت علت و معلول) می‌آید. اما اگر فاعلیت‌گرا باشیم مسئله فرق خواهد کرد به این معنی که تنها وجود علت برای حضور معلول کافی نیست بلکه  باید به فاعل قادر نیز معتقد باشیم. نظریه فاعلیت می‌گوید که درست است که وجود فعل(علت) می‌تواند موجب پدیدآیی فعلی دیگر(معلول) شود اما این فقط(وجود علت موجب وجود معلول است) کافی نیست بکله زمانی فعلی دیگر پس از علت به وجود می‌آید که باورمند فاعل قادر مختار نیز باشیم. زیرا فاعلِ قادرِ مختار می‌تواند پس از وجود علت، معلول را بوجود آورد و می‌تواند بوجود نیاورد. بنابراین نظریه فاعلیت به قادر و مختار بودن ما انسانها (و البته خداوند) اشاره دارد. به نظر می‌رسد این سخن کامل‌تر و درست‌تر است و بر اساس همین حرف است که ما انسانها مسئولیم و در دنیا و آخرت مورد پرسش قرار می‌گیریم.