حرمت صاحبخانه
عدهاي در ايران ميروند تا نااخلاقيها و گفتارها و
رفتارهاي ضد اخلاقي را در همه جاي اركان اين مرز و بوم درنوردند. آنجا
كه حداقلها نيز رعايت نميشود.
من نه از سياست چيزي ميدانم تا تحليلي سياسي درباره حوادث روز 14 خرداد ارائه كنم و نه از روانشناختي يا جامعه شناختي كه
خواسته باشم نكتهاي را از اين منظر بگويم.با همهي اذعاني كه به ندانستههايم دارم.
اما موضوعي كه ميخواهم ازش صحبت كنم به علم نيازي ندارد. بحث از
اخلاق، به خاطر ماهيتش، موضوعي است كه همه
انسانها حداقل با رجوع به وجدانشان ميتوانند آن را فهم كنند. آنهم آن بخشهايي از اخلاق كه آنها را اخلاق توصيفي ميناميم. ما به عنوان يك ايراني اين را از بزرگترها، از پدر و مادرم آموختهايم كه وقتي بر روي
فرش كسي نشستهاي، حرمت صاحب آن را نگهدار. اين حداقل نكتهاي است كه به
حرمت شكنان سالروز بزرگداشت رهبر فقيد انقلاب بايد گفت. اما غمگنانه ديديم
نه اينكه آن روز و در آن صحنه كسي چيزي نگفت كه چند روز بعد گويا آقايي كه لباس وزارت فرهنگ و ارشاد را يك دوره به تن داشته، گفته، اين كار به
عنوان
هشدار كار درستي بوده است.
اف به همه اناني كه بي حيايي را به اين حد ميرسانند و بر روي فرش صاحب عزا مينشينند و به عاملان بي حيايي آفرين ميگويند. واي به حال اين ملك و ميهن كه در سرازيري سقوط اخلاقي است و اسفا به حال آدمهايي كه خود را اصول مدار ميدانند اما سكوت پيشه كردهاند. مگر جزييترين اصول اخلاقي اين نيست كه بزرگترهاي ما به ما آموختند. واي و صد واي كه برخي براي مطامع دنيوي حتي از رعايت جزييترين اصول كه همانا رعايت حرمت صاحب خانه است باز ميمانند. چطور شده است ما را، چه گذشته است بر ما، چه حرامي بر سر سفرههايمان رفته است كه اين گونه بيپروا شدهايم. (آنهم در روز عزاداري نوهاي براي پدر بزرگش).