شاخصه‌های اخلاقی بودن

پیش از اینکه پست امروز را تقدیم کنم، باید به عرض برسانم چندی است که برای مزمزه کردن راه‌اندازی مجدد جلسات جامعه اخلاقی 5 نفر از اعضاء قبلی دور و بر هم جمع میشن و مباحثی را در این باب به گفتگو میگذارند. فکر می‌کنم در آینده‌ای نه چندان دور، جمع با پیوستن از ما بهترون (علماء و فضلای جوان) پررونق‌تر شود. انشاءالله.

اما مبحث اصلی که (توسط یکی از همین 5 نفر که خدای بر علم و دانش و کارش رونقی بیش دهد و) به جمع هدیه شد مربوط است به بخشِ کوتاهی از سخنرانی استاد ملکیان در باب شاخصه‌های اخلاقی بودن.

استاد ابتدا از منظر جامعه‌شناختی موضوع را مطرح می‌کنند و می‌فرمایند اگر در کشور غریبه‌ای وارد شویم از کجا باید بفهمیم که اینها اخلاقی‌اند یا نه؟ و سپس چند شاخص را عنوان می‌کنند که وجودش حکایت از اخلاقی بودن آن جامعه و شهروندان آن جامعه خواهد کرد و فقدانش موجب خواهد شد که ما رای به غیر اخلاقی بودن آن دهیم. شاخصه‌ها اینهایند: 1. نظم 2. انضباط 3. سخت‌گیری در امور مالی 4. امنیت اجتماعی.

استاد سپس به شاخص‌ها و المان‌های روانشناختی اخلاقی بودن و اخلاقی شدن می‌پردازد، ایشان دو نشانه را اساس داوری اخلاقی بودن آدم‌ها ذکر می‌کنند: 1. اعتماد و 2. امنیت خاطر.

اما اعتماد چیست؟ امری است که از پیش‌بینی‌پذیری نشأت می‌گیرد، یعنی کاری که بدانیم در ازاء‌اش عمل خاصی در آینده برای ما انجام می‌گیرد. یعنی اگر من چیزی را نزد کسی به امانت گذاشتم مطمئن هستم که در آینده امانت‌گیرنده آن را به من باز پس خواهد داد. با این حساب اگر شما نمی‌توانید چیزی را نزد برادر خود، همکار خود و ... به امانت بگذارید سطح اخلاقی بودن آدمهای آن جامعه پایین است.

و امنیت خاطر یعنی: X نسبت به Y امنیت خاطر دارد اگر و اگر وقتی که بداند آگاهی‌های Y از X برای X خطر‌خیز نباشد. به تعبیر دیگر امنیت خاطر وقتی وجود دارد که ما از گفتن راز دلی به دیگری احساس منفی نداشته باشیم، یعنی ما هیچ‌گاه نگران سوء استفاده شخص مقابل نباشیم.

استاد در ادامه می‌فرمایند: البته در جامعه‌ای می‌توان امنیت اجتماعی داشت اما امنیت خاطر نداشت (مثل اینکه شهروندان جامعه‌ای نسبت به بیرون رفتن در ساعات پایانی شب احساس امنیت اجتماعی ‌کنند اما درباره گفتن رازی از زندگی خود به کسی، امنیت خاطر نداشته باشند.) عکس آن نیز صادق است یعنی مردم نسبت به هم اطمینان قلبی دارند و حاضرند راز دل خود را به هم ‌گویند اما احساس امنیت اجتماعی نمی‌کنند. ...  ادامه دارد

نگاهی به جدایی نادر از سیمین، از منظر فلسفه اخلاق

سالی بیش از یکی دو بار به سینما نمی‌روم. بی‌تعارف نه وقت دیدن فیلم‌های بی‌محتوا را دارم، نه انگیزه آن را. آخرین فیلم «جدایی نادر از سیمین» بود. این فیلم آن‌قدر جذاب و نفس‌گیر بود که انسان را لحظه به لحظه به تحسین وامی‌داشت. در حین تماشای فیلم با خود می‌گفتم چطور می‌شود که یک نویسنده و کارگردان این‌قدر مسلط به مسایل و مباحث جدید فلسفه اخلاق به فیلم‌سازی بپردازد. بر آن شدم تا متنی در تحلیل این فیلم از منظر فلسفه اخلاق بنویسم.
خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه خراسان آن را منتشر و چندی بعد، همین چهارشنبه قبل، روزنامه خراسان نیز به چاپ آن مبادرت ورزید.
البته نوشته دیگری را در همین باب خوانده بودم که شایسته می‌دانم آن را نیز تقدیم کنم.

پستی که سوخت

پستی که سوخت، عنوان مطلبی است که بعد از اظهار نظر یکی از همکاران درباره انتخاب رییس جهاد مشهد، نوشته شد.

شنبه قبل 90.3.28 کسی به من گفت...

و من روز یکشنبه قبل چیزی را نوشتم و قصد داشتم که این شنبه 90.4.4 پست جدیدم باشد که در این بین حکم جناب دکتر غیور آمد. 

و عنوانش این بود: جناب دکتر یادگاری کدام روی سکه ...