خوبی، چون مغناطیس است
آریس مرداک/ کتاب سیطره ی خیر/ برگردان شیرین طالقانی/ ویرایش و مقدمه مصطفی ملکیان
استاد ملکیان در مقدمه کتاب فوق الاشاره در معرفی کتاب می نویسند: مرداک به تبع سیمون وی معتقد است که دشمن بزرگ استکمال اخلاقی... توهم شخصی است یعنی نسیجی از تار و پود آرزوها و رویاهایی خود بزرگساز و تسلی بخش که آدمی را از دیدن آنچه در بیرون او وجود دارد مانع می شود بویژه از دیدن وجود انسانهای دیگر و مطالباتشان.
خوبی علاج کننده این توهم شخصی است بدین صورت که آدمی را به نیازهای دیگران و به عالم واقع ورای «خود» توجه می دهد. بدین اعتبار است که مرداک می گوید: «اخلاق، خوبی، نوعی واقع نگری است.» ... بینشمان را نسبت به واقعیتی جدا ازخودمان از کف داده ایم، و تصور درخودی از گناه نخستین (عجب) نداریم .
برای اینکه مانع عمده اخلاقی زیستن از میان برداشته شود باید مجذوب خوبی شد و خوبی یک نیروی مغناطیسی دارد که شخص انسانی را از "خود" خود بیرون می کشد و به عرصه دغدغه اخلاقی برای افراد گوشت و خون و پوست دار دیگر در می آورد. نشان خوبی در حیات اخلاقی آدمی همین از "خود" به درآوردن است که فقط به مدد آن نیروی جاذبه ی مغناطیس وار میسر تواند شد.