خاتمی: سبز نماد طراوت و روشنی و دوستی است

سال ۸۹ مبارک

تغییر رویکرد در نگارش برخی از پست ها

پس از حدود دو سال و نیم از وبلاگ نویسی در نظر دارم تا در برخی از وب نوشت های خود تغییری رویکردی داشته باشم. به تعبیر دیگر قصد آن دارم تا تلاش کنم گاندی وار بنویسم. گاندی گفته است بجای گفتن (نوشتن) از بد ها از بدی ها بگویید (بنویسید). خود را از بدها رها کنید و توجهتان را به بدیها معطوف کنید. به جای اینکه فقط توجه به خوب ها داشته باشیم، توجهمان را به خوبی ها بگردانیم. اینگونه است که شاید آرام آرام با مرور معیارها خود نیز جزء خوبان شویم و از بدیها فاصله گیریم.
در این مشی دیگر این رنگ و آن رنگ مطرح نیست این طبقه و آن طبقه و این دسته و آن دسته مطرح نخواهد بود. معلوم است که خوبی، خوب است، می ماند مصداق آن، که تشخیص آن هم به ماست.   

میزبانی از یک انسان با فضیلت

قبل از هر چیز از تاخیر در گذاشتن مرتب پست عذرخواهم. اما بعد.
پنج‌شنبه گذشته به همراه دوستان و همکاران جهادگر، میزبان جناب حجت‌الاسلام و المسلمین ابوترابی بودیم. از حضور و بیانات و عنایات ایشان نسبت به اعضاء جهاد بهره بردم. و در دل می‌گفتم ای کاش همه به اصطلاح اصول‌گرایان مثل و مانند ایشان می‌بودند و باشند.

باری جلسه شکل گفتگو داشت. و فقط در ابتدا، ایشان 5 تا 10 دقیقه صحبت، که چه عرض کنم، نظرات لطف‌آمیزشان را نسبت به جهادگران فرمودند. همکاران سوالات و نظرات خود را طرح و ایشان به خوبی به هر یک پاسخی شایسته و کوتاه میدادند و بدین سان در لحظه‌های پایانی جلسه وقت به من رسید. سه نکته عرض کردم:
1. عرض کردم به عنوان یک مشهدی ما از آقای خامنه‌ای خاطراتی در ذهن و ضمیر خود داریم. از آنچه شنیده و خود دیده و میدانم. از مشی روشنفکرانه ایشان گفتم، از علاقه ایشان به شریعتی گفتم، از حشر و نشرشان با دانشجویان انقلابی و تامین نفت بخاری دانشجویان غیربومی گفتم، از ترجمه کتب روشنفکران، از وقت‌گذاری و توجه ایشان به عرصه‌ها و رویدادهای فرهنگی گفتم، خاطره اجرای تئاتر هنرمندان مشهدی در دوره ریاست جمهوری ایشان در تهران را گفتم. به جناب ابوترابی گفتم اگر شد سلام این مشهدی را به ایشان برسانید و بفرمایید گفته: دلمان برای آن دوران تنگ شده است. دورانی که ساحت و عرصه فرهنگ و اندیشه همان طوری که بود مورد توجه ایشان بود. همه چیز در عرصه سیاست خلاصه نشده بود. و ناخودآگاه آهی کشیدم و از دوران سرد و سخت این زمانه گفتم.
2. کوتاه از نقش مخرب صدا و سیما در نفرت افکنی گفتم و عرض کردم اگر مسئولان فقط بر اساس یک جمله از امام که فرمودند: صدا و سیما باید دانشگاه عمومی باشد، عمل می‌کردند یا عمل بکنند، بجای این گونه بودن، رویکرد ترویج محبت و اخلاق و همدلی را در دستور خود قرار می‌داند.
3. نیز در پایان گله و انتقاد جدی خود را از رفتار رییس دولت نسبت به جهاد در بحث حکم تمدید رییس جهاد به عرض ایشان رساندم و از آثار آن را در اخلاق و ایمان و... جهاد و جامعه گفتم. تصریح نمودم که جهاد در این سی سال با مدیریت درون‌زا روز به روزش بهتر بوده پس چه حاجت به این رفتارها.

توضیح آخر:چون نمی‌دانم که ایشان راضی به انعکاس نقطه نظراتشان هستند یا نه، سخنان و پاسخ‌های متین ایشان را می‌گذارم برای شاید وقتی دیگر.