میزبانی از یک انسان با فضیلت
قبل از هر چیز از تاخیر در گذاشتن مرتب پست عذرخواهم. اما بعد.
پنجشنبه گذشته به همراه دوستان و همکاران جهادگر، میزبان جناب حجتالاسلام و المسلمین ابوترابی بودیم. از حضور و بیانات و عنایات ایشان نسبت به اعضاء جهاد بهره بردم. و در دل میگفتم ای کاش همه به اصطلاح اصولگرایان مثل و مانند ایشان میبودند و باشند.
باری جلسه شکل گفتگو داشت. و فقط در ابتدا، ایشان 5 تا 10 دقیقه صحبت، که چه عرض کنم، نظرات لطفآمیزشان را نسبت به جهادگران فرمودند. همکاران سوالات و نظرات خود را طرح و ایشان به خوبی به هر یک پاسخی شایسته و کوتاه میدادند و بدین سان در لحظههای پایانی جلسه وقت به من رسید. سه نکته عرض کردم:
1. عرض کردم به عنوان یک مشهدی ما از آقای خامنهای خاطراتی در ذهن و ضمیر خود داریم. از آنچه شنیده و خود دیده و میدانم. از مشی روشنفکرانه ایشان گفتم، از علاقه ایشان به شریعتی گفتم، از حشر و نشرشان با دانشجویان انقلابی و تامین نفت بخاری دانشجویان غیربومی گفتم، از ترجمه کتب روشنفکران، از وقتگذاری و توجه ایشان به عرصهها و رویدادهای فرهنگی گفتم، خاطره اجرای تئاتر هنرمندان مشهدی در دوره ریاست جمهوری ایشان در تهران را گفتم. به جناب ابوترابی گفتم اگر شد سلام این مشهدی را به ایشان برسانید و بفرمایید گفته: دلمان برای آن دوران تنگ شده است. دورانی که ساحت و عرصه فرهنگ و اندیشه همان طوری که بود مورد توجه ایشان بود. همه چیز در عرصه سیاست خلاصه نشده بود. و ناخودآگاه آهی کشیدم و از دوران سرد و سخت این زمانه گفتم.
2. کوتاه از نقش مخرب صدا و سیما در نفرت افکنی گفتم و عرض کردم اگر مسئولان فقط بر اساس یک جمله از امام که فرمودند: صدا و سیما باید دانشگاه عمومی باشد، عمل میکردند یا عمل بکنند، بجای این گونه بودن، رویکرد ترویج محبت و اخلاق و همدلی را در دستور خود قرار میداند.
3. نیز در پایان گله و انتقاد جدی خود را از رفتار رییس دولت نسبت به جهاد در بحث حکم تمدید رییس جهاد به عرض ایشان رساندم و از آثار آن را در اخلاق و ایمان و... جهاد و جامعه گفتم. تصریح نمودم که جهاد در این سی سال با مدیریت درونزا روز به روزش بهتر بوده پس چه حاجت به این رفتارها.
توضیح آخر:چون نمیدانم که ایشان راضی به انعکاس نقطه نظراتشان هستند یا نه، سخنان و پاسخهای متین ایشان را میگذارم برای شاید وقتی دیگر.