خدا بگم چه کار کنه این دوست عزیزم حاج آقای هاشمی را، آنقدر به وبلاگ من ایراد گرفت و آنقدر چشم غره رفت که مگه تو کتاب می نویسی، مگه تو فکر کردی که محیط وبلاگ یک دفترچه یادداشته؟ که از مطالب اخلاقی و از ادب و وفاداری و بخشایش و... می نویسی. اصلا مگر تو کی هستی که از این دست مطالب می نویسی....برو سری به وبلاگ های دیگه بزن تا یه چیزهایی را یاد بگیری. اما من که وقت ندارم، نتوانستم به توصیه های ایشان عمل کنم،اما باید عرض کنم که بی تفاوت هم نبودم.

با این توضیح پست امروز را به عنوان تمرین برای ورود به توصیه های این دوست خوبم می نویسم.البته در باب اخلاق نخبگان

در سایت ها و خبرها آمده است که برای چندمین بار گمانه زنی و رایزنی برای ورود مجدد جناب آقای مهندس میر حسین موسوی آغاز شده. اما من به سهم خود از آنهایی که قصد این رایزنی را دارند می خواهم،خواهش کنم که اگر مطمئن هستید که ایشان همچون بارهای گذشته (به هر دلیلی) وارد این صحنه نخواهند شد لطفا تا شروع نشده، به این حرفها رسما پایان دهید.

ما به اندازه کافی سرمایه های اجتماعی خود را بیهوده مصرف کرده ایم و حتی ناخواسته تخریب شخصیت ایشان را رقم زده ایم. چرا که در دوره قبل که اقبال خوبی هم برای ورود ایشان وجود داشت، ایشان نیامدند. این عدم ورود با این که حق مسلم همه انسانهاست، اما ممکن است در ذهن بخشی از مردم نتیجه بدی را بوجود آورد. اگر کسانی عدم ورود آقای مهندس را تنزه طلبی تلقی کرده باشند در واقع داوری به یک امر غیر اخلاقی کرده اند.

در مورد جناب آقای مهندس موسوی چنین نیست و نباد.