گویا انتخابات ریاست جمهوری بهار ۸۸ آنقدر مهم و سرنوشت ساز شده است که چندی است بحث آن در سطح رسانه ها و مطبوعات و در جمع احزاب و تشکلها و در میان اظهار نظر شخصیتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آغاز گرديده است.
من هم بعنوان يک وبلاگ نويس کم بضاعت تلاش ميکنم تا سهم خود را در روشن کردن يک وجه از منشور انتخابات رياست جمهوري ايفا نمايم. در اين پست به اخلاق انتخابي ميپردازم و به اميد حق در پست هاي بعدي به انتخاب اخلاقي رياست جمهوري خواهم پرداخت.
آري تا کنون اخلاق ايرانيان در انتخاب رئيس جمهور را بيش از هر چيز در "تنوع طلبي" و "احساس گرايي" يافته ام. البته مرحله اول انتخابات رياست جمهوري گذشته استثنا بود چرا که تکثر کانديداها و نتايج حاصل از آن (فارغ از مسايل و حاشيه هاي آن) چنان بود که ميتوان گفت در آن مرحله معدل خوبي از آگاهي، عقلانيت و تفکر در انتخاب رئيس جمهور مورد نظر اقشار و افکار مختلف مردم وجود داشت.
اميدوارم انتخاب رئيس جمهور بهار ۸۸ اگر باز هم با تنوع طلبي و احساس گرايي همراه شد حداقل با تنوع طلبي مستدل و احساس گرايي معقول همراه باشد. و البته به علاوه برخي ويژگي هاي ديگر.