وقتی سخن از شرایط انتخاب اخلاقی یک کاندیدا به میان می آید، بی شک منظور شرایط و عملکرد انتخاب کنندگان کاندیدا مطرح میباشد. در این حالت دغدغه افراد یا تشکل یا حزب معرفی کننده می تواند یکی از 4 حالت باشد:
الف) دغدغه کشور (در شرایط فعلی نجات کشور)؛ داشته باشد.
ب) بجز دغدغه کشور قصد سر و سامان دادن به وضعیت تشکل یا حزب خود را دنبال کند؛
ج) فقط به دنبال سر و سامان دادن به وضعیت تشکل یا حزب خود و اجرایی کردن افکار و اندیشه های آن باشد؛
د) خدای ناکرده مسئله شخصی داشته باشد و بخواهد آن را حل کند.
به گمان نویسنده، بی شک گزینه (د) غیراخلاقی (ضداخلاقی) است و گزینه (ج) نمی تواند بی شائبه باشد و با اینکه گزینه (ب)  بهره از اخلاق برده است، اما به راستی تنها گزینه (الف) است که اخلاقی ترین وضعیت را دارد.
دلیل غیراخلاقی بودن برخی از این وضعیت ها و اخلاقی بودن وضعیت های دیگر هم پرواضح است، چرا که نحوه و دلیل انتخاب افراد،تشکلها و احزاب باید قابل تعمیم باشد . اما فرض کنیم که گزینه (د) و (ج) بخواهد سرلوحه عمل سیاسی همگان (همه طیف های فکری) در عرصه انتخابات قرار گیرد آیا سنگ روی سنگ بند می آید و آیا کاری به نفع کشور میشود....
 
از طرفی دیگر در همه این موارد حتی مورد (الف) اگر از کسی که می خواهیم به مردم معرفی کنیم، انتظار ایثار داشته باشیم باز هم به نظر می رسد کاری اخلاقی نکرده ایم. بنابراین شاید بهترین شرایط برای انتخاب اخلاقی یک کاندیدای ریاست جمهوری وقتی حاصل آید که فردی دغدغه کشور را داشته باشد و تمام شرایط فردی و اجتماعی، اجازه ورود به او را بدهد و بتواند در برابر قدرت های پیدا و پنهان رقابت نماید. در غیر این صورت یک پای این انتخاب لنگ خواهد زد.
در پست بعد این شرایط و شرایط نوشته شده در پست های قبلی را در مورد مصداق های مطرح در جامعه مورد بررسی قرار خواهیم داد.