رنسانس ملکیان
در کمتر از یک هفته دو سخنرانی از استاد مصطفی ملکیان در مطبوعات انعکاس یافت. هر دوی آنرا مطالعه کردم و قصد نمودم از این پس به ازائ هر سخنرانی یا اثر منتشره ایشان پستی را به آن اختصاص دهم. نه اینکه، چون حرفهای استاد مهم اند ـ که هستند ـ چون مستدل ترین اندیشمند معاصرش میدانم ـ که میدانم ـ چون باورمندترین روشنفکران است ـ که هست ـ و نه چون ... بلکه به این خاطر که احساس میکنم با ملکیانی دیگر ـ ملکیان نو شده ـ روبرو شده ام.
این پست خلاصه ای از سخنرانی وی درباره "عقلانیت اخلاقی زیستن"
استاد در پاسخ این پرسش که آیا عقلانی است که اخلاقی زندگی کنیم؟ میفرمایند: وقتی حرف از عقلانی بودن چیزی در میان میاید، یعنی که ما هزینه و فایده یک عمل را موردسنجش قرار میدهیم و درباره "سود اخلاقی زیستن" پنج دیدگاه رابیان داشتند.
۱. هزینه های اخلاقی زیستن همه دنیوی است اما تمامی سود آن ـ سود کامل ـ اخروی است پس می ارزد که انسان زیست اخلاقی داشته باشد.
۲. زندگی اخلاقی منجر به سودهای فردی در جامعه را باعث میشود مانند اینکه فرد از این طریق میخواهد به ثروت،یا قدرت، شهرت یا محبوبیت برسد.
۳. اخلاقی زیستن سودهای اجتماعی را مانند نظم و امنیت و رفاه و عدالت و آزادی را بدنبال میآورد.
۴. شخصی که مشی زیست اخلاقی را دنبال میکند در پی سود فردی در درون خود است مانند رسیدن به آرامش خاطر، نشاط درونی، امیدواری یا احساس معنا داری.
۵. اخلاقی زیستن به خاطر مطلوبیت ذاتی خود عقلانی است به تعبیر دیگر عقلانیت اخلاقی زیستن در خود اخلاقی زیستن است.
استاد ملکیان دلایل نقد ۴ دیدگاه اول را بیان داشته و در یک نگاه کلی آن دیدگاهها را بخاطر اینکه اخلاقی زیستن را ابزار و وسیله ای میداند برای یک مطلوب دیگر مانند سود اخروی یا ثروت و مکنت این جهانی، آرامش درونی یا یکسری مطلوبهای اجتماعی مورد نقد قرار داده و جذابیت و لذتبخش بودن اخلاقی زیستن را در نفس اخلاقی زیستن میدانند و میافزایند: هیچیک از آن نظریات ـ ۴ دیدگاه اول ـ شیفته خود خوبی اخلاقی نیستند بلکه در صدد رسیدن به مطلوب دیگری هستند، در صورتی که دیدگاه پنجم بر " عشق به خوبی " تاکید میکند هر چند در آن سودی نباشد.