عشق از زندگی کردن بهتر است
دکتر علي شريعتي: خدايا به آنکه دوستش ميداري بياموز که عشق از زندگي کردن بهتر است و به آنکه دوستترش ميداري بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است.
در اين پست چيزي مينويسم تا عشق بهتر ار زندگي را توجيه کند و در پستي ديگر از دوست داشتني مينويسم که از عشق برتر باشد و شايد در پستي ديگر بتوان از عشقي سخن به ميان آورد که از هر دو والاتر باشد.
آري عشق بهتر است از زندگي. زيرا اگر زندگي کردن اجبار است، اما عشق ورزيدن اجبار نيست. اگر مادر شدن يک خواهش طبيعي است، اما عشق مادر به فرزندش يک خواهش انساني است. اگر ازدواج کردن به ظاهر يک سنت اختياري است، اما ازدواج کردن بر اساس عاشق شدن در نگاه اول يک اختيار نيست. اصلاً در مقوله عشق ارادهاي در کار نيست. اما چه کسي ميداند، کساني که در نگاه اول عاشق ميشوند، عاشق پاک و راستيناند يا عشق جسماني و زودگذر دارند.
از ميان عناصر عقل و وجدان و احساسات و قضاوت مردم، کداميک توان نشان دادن مرزهاي ميان اين دو را دارد؟
آري باز هم سهم اصلي را وجدان به عهده ميگيرد به خصوص در پيدايي مرزهاي به ظاهر ناپيداي عشق راستين و پايدار از عشق جسماني یا زودگذر. وجدان به عاشقان راستين ندا ميدهد که تو پاکي. اما شايد تنها وجدان، به آناني که فقط به حکم احساساتشان عاشق ميشوند کافي نباشد اين جاست که عقل ميتواند دست به کار شود و ما را راهنما گردد، عقل ميتواند با عقلاني کردن احساسات، ما را در مسير عشق پايدار قرار دهد، که اگر حوصله نکنيم يعني که به عشق زودگذر تن دادهايم. به همین علت است که بسیاری از عاشقان در نگاه اول، کارشان به جدایی می انجامد.