اخلاق و سیاست
عنوان فوق مقاله اي است از استاد ملکيان که در نشريه شماره 15 آئين به چاپ رسيده است.
۱. استاد در مقدمه طولاني اين مقاله آورده اند: از بدو پيدايش، بشر نيازهايي داشته است که در گذر زمان براي رفع هر يک از آنها نهادهايي را بوجود آورده است يکي از اين نهادهاي اجتماعي ، نهاد سياست است.
۲.اين نهاد در طول تاريخ خصوصياتي پيدا کرده است. تا جايي که برخي را بر اين عقيده استوار کرده است که چون نهاد سياست، نهاد قدرت است، و قدرت فساد ميآورد، پس نهاد سياست فساد آور است، حتي برخي ميگويند اصلا موفقيت نهاد سياست در همين فساد است.
۳.معتقدان غير اخلاقي بودن سياست چهار دليل زير را بيان کرده اند: الف) در هيچ نهادي به اندازه نهاد سياست نزاع و تضاد منافع وجود ندارد. ب) چون فعاليت سياسي بيشترين تاثير را را در وضع يک جامعه دارد نبايد چيزي مثل اخلاق دست و پا گيرش شود. ج) افراد در نهاد سياست مجري خواسته هاي ديگرانند و چون نماينده ديگران هستند نبايد دغدغه اخلاقي داشته باشند. د) در نهاد سياست يک نوع بي طرفي وجود دارد که در ساير نهادها نيست.
۴. استاد ملکيان براي هر یک از دلايل بالا چند اشکال را مطرح فرموده اند برخي از آنها بقرار زيرند، مثلا در مورد دليل الف)آورده اند اينکه ادعا شود نهاد سياست پر نزاع ترين نهاد است براي همه جوامع صادق نيست، در جهان جوامعي وجود دارد که نهاد خانواده يا نهاد اقتصاد در آنها پر نزاع ترين نهادهاست. و براي ب) گفته اند اين که نهاد سياست موثرترين نهاد در جامعه است تبليغاتي است که سياسيون آن را القا ميکنند. و درباره دليل ج) استدلال کرده اند به بهانه نماينده ديگران بودن، نمي شود از اخلاق سر باز زد زيرا ميتوان ضوابط اخلاقي را قبل از پذيرش نمايندگي روشن کرد. و نهايت اينکه در باره مطلب د) فرموده اند اگر بخاطر بي طرفي عالم سياست مجاز به عدم رعايت اخلاق هستيم دقيقا به همان دليل ميتوان در ساحت شخصي هم اخلاق را کنار بگذاريم. به تعبير ديگر اگر چيزي در ساحت جمعي جايز نيست در ساحت فردي هم جايز نيست مانند قتل بي گناهان.
۵.استاد در بخش آخر مقاله مطالب روان شناختي عالم سياست، سنخ رواني سياسيون و پديده هاي مختص عالم سياست را توضيح ميدهند و در پايان نتيجه گيري ميکنند که هر چند ميتوان پذيرفت که در نهاد سياست اخلاق رعايت "نميشود"، اما بر سر آنکه "نبايد" اخلاق در عالم سياست رعايت شود، اختلاف نظر است.