حد خوبی
دیروز دوست و همکار خوبمان را، جناب آقای نساری، که چندی است از جهاد دانشگاهی مشهد رفته اند، را در بیمارستان رضوی ملاقات کردم. حتما دوستان می دانند که پزشکان، بیماری ایشان را سرطان خون تشخیص داده اند. قبل از اینکه بگویم او چه گفت، از خداوندی که مهرش به تمام عالمیان گسترده است میخواهیم ـ اگر نه بخاطر خواهش ما ـ که به واسطه امام رئوف و مهربان، حضرت رضا (ع) او را هر چه زودتر به زندگی طبیعی بازگرداند.
با او از ابتدای ورودش به جهاد آشنا شدم او را به خوبی و پاکی میشناختم. همیشه در خلوت و جلوت از صفات نیک و کاردانی اش می گفتم و همین روزها که خبر مریضی اش را شنیدم با دوستان جهاد ذکری از شایستگی هایش کردیم. القصه در این دیدار کوتاه او چیزی بمن گفت که براستی حکایت از صداقتش میکرد. او آنقدر زلال بود که فکر میکرد بایستی از کسی .... کند و البته از همه جهاد گران خیلی خیلی تشکر داشت.
بی تعارف خوب که فکر می کنم او را به چندین درجه خوب تر از خیلی ها از جمله خودم می بینم. من خود، حتی نیمی از صداقت و پاکی او را ندارم.