از جناب آقایان کروبی و موسوی و خاتمی و طرفداران ایشان چه انتظاری است؟

جناب قوچانی ماهها پیش، انتظار از خاتمی و طرفداران او را در حمایت از شیخ اصلاحات دانستند. جناب کرباسچی حرکت آقای کروبی و حزب ایشان را مدرن و انسانی قلمداد کردند. جناب بهشتی و گویا جناب فاتح اخلاص مندانه در تلاشند تا جناب آقای موسوی را به مرز رضایت برای کاندیداتوری برسانند. و گويا جناب تاجزاده زمین خوردن طرف مقابل  را دغدغه خود قرار داده و آنرا در به دو قطبی کشاندن انتخابات میبينند. و استدلال رای آوری کاندیدا را بيان داشته و معتقدند همه باید از آقای خاتمی حمایت کنند.

آنچه در این حرفها و مطالبات رنگارنگ مشهود است، نگاه از پشت عينک هاي خاص است. اما واقعا نمی توان ماجرا را جور دیگر دید؟ از نگاه شهروندی. از پشت عينک 20 میلیون ايراني که دل در انديشه روشن انديشان دارند. نگارنده این طور فکر مي کند، که باید طرفداران این سه بزرگوار انتظار آحاد مردم را در نظر گیرند. انتظاری واقعی، کم هزینه و پر فایده. و شايد با کمي جسارت بتوان گفت انتظاری که تحققش به اخلاقی بودن و عدمش را به غیر اخلاقی بودن تعبیر کرد. آری فکر این است که اگر طرفداران این آقایان کاری کنند که مایه امید آفرینی در میان جامعه شوند. کاری اخلاقی کردند و اگر خدای ناکرده این کور سویي از امید را هم به نا امیدی کشانند، کاری بس غیر اخلاقی مرتکب شده اند. امید مردمی که باز هم حاضرند و منتظرند به صحنه انتخابات حاضر شوند.

اميد بخشي به ايرانيان، در انتخابي واقع بينانه و دلسوزانه یکی از ميان اين سه بزرگوار تحقق پذير است. که اگر احيانا کاري از دست طرفداران بر نمي آيد. از بزرگان انتظار است.
اجازه دهيد پيشنهاد چند ماه قبل خود را مجدد مطرح کنم. آقايان کروبي و هاشمي و موسوي و معين و خاتمي بنشينند و با مصلحت سنجي ی مردم ايران، به نتيجه ورود يکي از اين خوبان شوند.

 آنگاه است که اخلاقي ترين امر انتخابات يعني اميد بخشي به مردم رخ خواهد نمود. انشاء الله.