استاد ملکیان در ادامه بحث دین و اخلاق به نیاز این دو پرداخته اند و این چنین نقل کرده اند: در این باب هم اقوال موجود به دو دسته نقسیم می شود، اول نیاز اخلاق به دین و دوم نیاز دین به اخلاق.

۱. نیازاخلاق به دین را در چهار قسم تبیین کرده اند: الف) اینکه در تعریف مفاهیم اخلاقی چاره ای جز رجوع و پیش فرض گرفتن  پاره ای از مفاهیم دینی نیست. ب) در اتصاف یک فعل به وصف اخلاقی نیاز به مفاهیم دینی داریم. ج) برای اینکه فهرستی از خوبی ها و بدی ها ارائه کنیم، به دین نیاز داریم، یعنی عقل بشر به تنهایی نمی تواند بفهمد چه کارهایی بد است و چه کارهایی خوب. د) اینکه اخلاق برای ضمانت اجرا، به دین نیاز دارد. یعنی اگر مردم بفهمند بهشت و جهنمی در کار نیست، دیگر کار اخلاقی انجام نمی دهند.
۲. اما نیاز دین به اخلاق چیست؟ استاد پاسخ را از زبان جان هیک، بیان کرده اند، می فرمایند، جان هیک گفته است: دین به اخلاق نیازمند است، چون اگر اخلاق وجود نداشته باشد، اصلاً دینی ثابت نمی شود. به دلیل اینکه تمام دین بر ایمان و گفته های شخص (پیامبر) توقف دارد. برای اینکه به شخصی اعتماد کنیم، چاره ای نیست جز اینکه او اخلاقی عمل کند، اگر شخصی اخلاقی عمل نکند ما به او اعتماد نمی کنیم و وقتی به کسی اعتماد نکنیم به گفته هایش هم ایمان نمی آوریم و وقتی به گفته هایش ایمان نیاوریم، دین شخصی شروع نمی شود. چون دین شخصی با  ایمان به قول یک شخص که ناشی از اعتماد به خود آن شخص است پدید می آید. و اگر شخصی اخلاقی زندگی نکند، اعتماد و ایمان به او حاصل نمی شود. بنابراین چاره ای جز این نیست که بنیانگذار دین و مذهب، خود به اخلاق قائل باشد اگر به اخلاق قائل نباشیم دین پدید نمی آید.