این روزها برخی به روند اعتراضات میر حسینی ها و پیگیری های بعدی آنان ناامیدانه می نگرند. و برخی تا پیش از این و چه بسا به نتایج بعد از این مرحله امید واهی دارند. به نظر اینجانب آنان که ناامیدند یا واقعا به زندگی نا امیدند که این روحیه بس خطرناک است یا از سر بی حوصلگی نمی خواهند تمرین استقامت کنند. و آنان که امید واهی دارند نیز از سر بی صبری که این روحیه ره به جایی نخواهد برد یا از سر سرخوشی فقط دوست دارند یک کاری بشود.
در این قضیه (میر حسین) چه کنیم که در دام ناامیدی و امیدهای واهی نیفتیم؟ بنظر می رسد اگر تامل کنیم می توانیم به تصمیمی شایسته برسیم. مثلا تصمیم بگیریم که نه یک قدم از کاندیدای خوبمان عقب بیفتیم نه یک قدم پیش بگذاریم. بلکه همگام و همپای او صبورانه این راه پر سنگلاخ را امیدوارانه طی کنیم. چرا که مفروض ما این است که تصمیمات او از مجرای عقل جمعی گذر می کند و معدلی است از پتانسیل عقل روشنفکران روشن ضمیر ایران زمین.
میر حسین عزیز ما در بیانیه نهم خود چنین میگوید: تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست.
امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.