دیشب در لابلای مطالعه کتابی برخی از صحنه ها و حرفهای برنامه شوک را از تلویزیون دنبال میکردم. یکی از افسران راهنمایی و رانندگی یکی از عوامل حادثه ساز را این چنین گزارش میداد:سه جوان که از قرص های روان گردان استفاده کرده بودند سوار بر ماشین بودند و در حال رانندگی.
یکی از آنها در همان حال که ماشین در حرکت بوده، گفته برم از این دکه روبرو یک پاکت سیگار بخرم غافل از موقعیتش، چند کیلومتر بالاتر رفیقش گفته بذار برم ببینم چرا نیامد، متاسفانه دومی هم در همان حال به گمان خودش پیاده میشود. خلاصه اینکه هر دو بدین ترتیب کشته میشوند. و خود آقای راننده هم چند کیلومتر جلوتر با ماشینی دیگر تصادف می کند، و بعد از هوشیاری می گوید که ماجرا چه بوده است.
جوانی دیگر در عرصه ای دیگر .... بدون اینکه قصد قضاوت یک طرفه داشته باشم و بخواهم به تحلیل رو بنایی اینگونه ماجراها بپردازم به سراغ جوانانی دیگر میرویم. جوانانی فکور  جوانانی با غیرت و ... 
آری جوانانی دیگر را سراغ داریم که بر اثر ورود به عرصه سیاست چند ستاره می شوند و از تحصیل محروم میگردند و جوانانی دیگر به خاطر دوست داشتن یک کاندیدا از تیم ملی محروم میشوند.
نیز جوانانی دیگر بخاطر دفاع از آراءشان زندان میشوند و پس از چند روز آزار و اذیت آزاد میگردند و برخی دیگر کشته میشوند و ما نمی دانیم بر سر آنانی که هنوز بازداشتند چه خواهد آمد؟
یکی از آنان دوست و همکار عزیزمان حسن زاده مدیر قلم است که از او خبری نداریم. اصلا معلوم نیست به چه عنوان و بهانه ای او را گرفته اند. الهی من لی (لنا) غیرک اسئله کشف ضری (ضرنا) و نظر فی امری (امرنا)