۱. اين روزها و اين شب‌ها همه از وي‍ژگيها و روشهاي حكومتي حضرت علي(ع) مي‌گويند. از عدالت حضرتش مثال مي‌آورند،يكي به عدم دخالت خويشاوندي و رفاقت با آشنايان استناد مي‌كند، و ديگري به ناله‌هاي ايشان در عدم رعايت حقوق و نيازهاي مردم زمانش استدلال مي‌ورزد. حالا فرض كنيم كه بخاطر اين استفاده‌هاي موردي كس يا كساني (مثل من) به ترديد بيفتند و با خود بگويند چه كسي درست يا درست‌تر مي‌گويد؟
۲. آنچه مسلم مي‌نمايد اين است كه بي‌شك آنكه و آنچه موجب ترديد مردم شود كاري بس غير اخلاقي را مرتكب شده است.
۳. اینجاست که نقش حكومت متمایز میشود، که اگر مي‌خواهد اخلاقي عمل كند بايد شرايط انتخاب درست در قبول يا رد نظرات متفاوت را فراهم آورد. و اگر نمي‌خواهد به روش‌هاي اخلاقي كه اولين شرطش آزادي و اختيار مردم در انتخاب است را رعايت كند لااقل به روش قرآني متمسك شود، روشي كه در آن مردم، همه سخنان را گوش فرا میدهند و سخن درست را خود انتخاب میكنند.