دوستی از حقیقت و مدارا (گاندی) نوشته است
بتازگی مرتضي كاظميان یادداشتی را با عنوان «مهرجنبش سبز و پرهیز از نفرت» نوشته است در این یادداشت از نفرت ایرانیان به دیگران گفته، و مستنداتی از دو نمونه از نفرت گریزان را برای خواننده آورده است. واقعا خواندنی است. من فقط بخش کوتاهی از آنرا در این پست تقدیم می کنم.
.....کنش و رفتار و روح بزرگ ماندلا، یادآور باورها و منش انسان والایی دیگر است: گاندی. ماهاتما گاندی، پیشوای خشونتگریز و حقیقتجو و انساندوست هند، همیشه تاکید میکرد که اصول او ساده هستند و از باورهای سنتی هندو به نامهای ساتیا (حقیقت) و آهیمسا (ضدخشونت) گرفته شدهاند. او تصریح مینمود: «من چیز جدیدی ندارم که به دنیا یاد بدهم؛ حقیقت و ضدخشونت بودن همسن کوهها هستند». وی بر این باور بود که «خود را قربانی کنیم بهتر است تا دیگران را»، و نیز اینکه «مرزها را هرگزخداوند به وجود نیاورده است.» راهبر پرآوازهی نهضت آزادی هند، معتقد بود: «تنها از طریق عشق است که میتوان به حقیقت رسید، زیرا خداوند، نه تنها حقیقت است بلکه عشق نیز هست. در نتیجه، بدون عشق به حقیقت، هیچ تجربهای از حقیقت وجود نخواهد داشت، به بیانی دیگر، اگر میخواهیم روزی شاهد نفوذ حقیقت در تمامی جهان باشیم، باید بهجایی برسیم که کماهمیتترین موجود جهان خلقت را به اندازهی خود دوست بداریم.»
.... عمل به توصیهها و محقق ساختن دیدگاههای گرانسنگی از جنس آنچه گاندی میگفت و متبلور مینمود، بیشک کار آسانی نیست؛ یک راه عملی، آن است که فرد باور کند، خود تبلور و نمایندهای از اعتقادات خویش است و ...
جنبش سبز و تمامی «سبزها» باید نشان دهند که از عهدهی «کارهای بزرگ» برمیآیند. انساندوستی، پرهیز از نفرت و خشونتورزی به همنوع، اجتناب از کینهتوزی، عشق ورزیدن به «انسان»، حتی دشمن، و بسط بزرگمنشی و مدارا و عقلانیت.....