روزهای پیش از 22 خرداد
وقتی نگاهی به روزهای پیش از 22 خرداد میاندازم، آه از نهادم بلند میشود، آن روزهایی که مردم با تفاوت سلیقهها رو در روی یکدیگر درباره کاندیدای مورد علاقهشان شعار میدادند. اما همه حرکات و سکنات و سخنان، همراه بود با لبخند و خوشی و صلح و صفا. مردم به قول ما مشهدی ها به هم تکه میانداختند، با موتور و ماشین با عکسهای کاندیدای خودشان، از کنار هم میگذشتند بوق میزدند، دست تکان می دادند، شادی کنان هم شورشان را نشان میدادند و هم با قبول همه تفاوتهایشان، شعورشان را، همدیگر را هم کیش و هم وطن خود میشمردند.
آری تا دولتمردان وارد نشده بودند، همه چیز خوب بود، و هنوز هم فکر میکنم همیشه خوب خواهد بود اگر صاحبان زر و زور و تزویر به کناری بروند. نمونهاش نامه زیر است که همین چند روز پیش به بهانهای یک طرفدار احمدینژاد به یک حامی موسوی نوشته است. و من از صاحب نامه خواهش کردم که اگر ممکنه اجازه دهد عکسی از آن داشته باشم تا در وبلاگم استفاده کنم. ببینید:

به قول جناب مهندس موسوی اگر صدا و سیما یک جو انصاف به خرج دهد، و به قول امام خمینی به رسالت خودش که همانا باید یک دانشگاه عمومی باشد برگردد، به مظاهر محبتآمیز مردم نسبت به یکدیگر، با همهی تفاوتهایشان توجه میکرد و توجه میداد نه کاری که میکند.