هفته گذشته درباره مواجهه همكاران عزيزم در پاسداشت درخت و محيط زيست نوشتم و اكنون ديگر بار از همين مقوله بگويم.

روزگاري نه چندان دور، دانشگاه علوم پزشكي به محل سابق‌الاستقرار ستاد جهاد دانشگاهي واقع در تقي‌آباد (ساختمان سازمان مركزي دانشگاه كه نيروهاي اوليه و ثانويه جهاد از آنجا خاطرات تلخ و شيريني دارند)  نياز داشت. گفتگوها ميان مسئولان دو نهاد دانشگاهي سر‌گرفت تا اينكه عاقبت قرار شد محل جديد سازمان مركزي جهاد در گوشه‌اي از پرديس دانشگاه يعني ضلع شمال شرقي (درست پشت انتشارات جهاد دانشگاهي واقع در فلكه پارك ملت) ساخته شود. در مذاكرات اوليه قرار بر اين بود تا دانشگاه علوم پزشكي بعد از توافق بر تعيين محل استقرار، بخشي از هزينه‌هاي ساخت ساختمان ستاد جهاد را به صورت غيرنقدي تامين كند. مثلا آجر و سيمان و آهن آلات آنرا بدهد و ما بقي مصالح و نيازها را خود جهاد تامين نمايد.

كار ندارم كه به هنگام قرارداد كتبي همه اين كمك‌ها حذف شد و فقط لطف كردند و توافق نمودند كه جهاد در زمين تعيين شده سازمان مركزي خود را بسازد.

القصه پروژه ساختماني جهاد با زدن سه كلنگ توسط جناب آقاي دكتر علي منتظري كليد خورد. يادم هست و حتما همكاران ديگرم يادشان است كه خيابان منتهي به اين مكان چه وضعيتي داشت. خياباني متروك. هيچكس به درختان و گياهان آن توجه نمي‌كرد. چرا كه اين گوشه از پرديس در تقسيمات ميان دانشگاه فردوسي و علوم پزشكي سهم علوم پزشكي شده بود و چون نزديكترين دانشكده از اين دانشگاه يعني دندانپزشكي در ورودي جداگانه داشت، كسي از اين مسير تردد نمي‌كرد الا اقل از محتاجين به اين مسير مانند تاكسي سرويس‌هاي دانشگاه فردوسي.

از آن روزِ كنلگ‌زني به بعد انگار كه اسرافيل در صورش دميده باشد كه: هان اي جهادگران اين درختان و گياهان هم موجودات زنده‌اند توجه دوستان خوبم به طبيعت غريب اين گوشه‌ي پرديس جلب شد. و كردند آنچه بايسته بود. درختان و گياهان را در برنامه‌اي منظم آبياري مي‌كردند اگر هرس و مرتب‌سازي‌اي نياز بود به انجام مي‌رساندند تا جايي كه اكثر گياهان پژمرده به گياهاني شاداب تبديل شدند و بخشي از درختان كم كم قد برافراشتند و البته برخي مرده بودند و برخي از نيمه جانان ديگر جان نگرفتند. اين خيابان الان از خيابان‌هاي اصلي پرديس شده و پر تردد. كاش عكسي از وضعيت محيط زيست و طبيعت آنروز را داشتيم تا با وضعيت امروز مقايسه كنيم. اين گونه است كه بچه‌هاي اين نهاد از راننده پر تلاش ماشين تانكر آب تا باغبان مهربان از مسئول خدمات تا معاون پشتيباني جهاد همه همت كردند آنان فضيلت‌مندند چرا كه دورانديشي به خرج دادند. اگر پاسباني طبيعت و محيط زيست را وظيفه هم ندانيم حداقل فضيلت دور‌انديشي به ما اين درس را مي‌دهد تا از محيط زيست حفاظت كنيم. درود بر دوستداران طبيعت سبز و درود بر انديشه‌هاي سبز.