مطلبی دیگر در کتاب مثنوی برایم جالب بود و آن اشاره زیبا و لطیفی است که به خواست و اراده خداوند برای امور زندگی ما انسانها دارد. و یادآوری این مطلب که هیچگاه اصرار بر خواسته هایمان نداشته باشیم و البته این، با تقاضای اجابت دعاهایمان از درگاه خداوند ندارد. آری ما توکل و تلاش خالصانه می کنیم و نتیجه را به او وامیگذاریم که «هر چه از دوست رسد نیکوست» و به یاد آوریم این آیه از قرآن کریم را که چه بسا چیزهایی که به نظر ما خوب برسد اما شَر باشد و بالعکس.

مولوی این مطالب را در ابیاتی اینگونه یادآوری می کند:

چون قضا آید نبینی غیر پوست                   دشمنان را بازنشناسی ز دوست

چون چنین شد، ابتهال آغاز کن                   ناله و تسبیح و روزه ساز کُن

ناله می­کن کای تو علام الغیوب                  زیر سنگ مَکر بَد، ما را مکوب

چون قضا آید، شود دانش به خواب              مَه، سیه گردد، بگیرد آفتاب