دوستی
روزنامه شرق در شماره 959 / دوشنبه 20 اردیبهشت 89 مطلبی را از استاد ملكیان با عنوان كاهش مشكلات اجتماعی با فهم معانی دوستی به چاپ رساند. اما از آنجا كه بنده نتوانستم جمع بندی درستی از آن بدست آورم فقط به طرح سه نوع از دوستیها اشاره میكنم:
استاد میفرمایند دوستی پدیدهای است كه هم در درون انسانها میگذرد و هم مفهومی است كه مصداق آن در ارتباط بین انسانها وقوع پیدا میكند. اما دوستیها چند نوعند:
یك نوع از آن دوستیهایی است كه حول محور شراكت و اشتراك منافع دور میزند. مثل اشتراك منافعی كه در مطلوبهای اجتماعی وجود دارند. مطلوبهای اجتماعی خود به دو دستهاند گاهی این مطلوبها برای همه بوجود میآیند مثل نظم و امنیت، رفاه و عدالت و آزادی و گاهی مطلوبهایی هستند كه آنها را مطلوبهای اجتماعی فردی مینامیم مانند ثروت، قدرت، جاه و مقام، حیثیت اجتماعی یا شهرت و محبوبیت. این دسته از مطلوبهای اجتماعی را معمولا افراد، بیشتر برای خودشان میخواهند.
ما انسانها برای رسیدن به یكی از این مطلوبهای اجتماعی، چه فردی و چه جمعی نیاز به اجتماع داریم، چرا كه ما در اینجا با دیگری مشترك المنافع میشویم.
نوع دیگر دوستی كه به موانست تعبیر شده است. اگر در كسی همدلی و همدردی با هم جمع شود ما به كسی كه این دو حس را دارد میگوییم دوست. استاد ملكیان میافزایند همدلی یعنی وقتی كه بتوانم خودم را در پوست دیگری فرو ببرم و از همان دریچهی باورهای او به جهان نگاه كنم و احساسات، عواطف و خواستههای خود را مانند او شكل دهم. اما همدردی این است كه از آنچه دیگری از آن درد و رنج میبرد، من هم درد و رنج ببرم. آن وقت من به میزانی كه با دیگری همدلی و همدردی دارم، دوست او هستم.
اما معنای سوم دوستی را استاد، نیكخواهی برشمردهاند، به این معنا كه ما انسانها گاهی قدرت این را نداریم كه خودمان را در پوست اشخاص دیگر ببریم اما در عین حال نیكخواه آنها هستیم و اگرچه تصویری از وضعیت آنها نداریم اما امیدواریم آنها به خیر و صلاح برسند...