«هرکسی از ظن خود شد یار من» مصرعی است که در میان ما ایرانیان به ضرب‌المثلی مشهور تبدیل شده است و در مواقعی که یک نفر در مواجهه با دیدگاه‌های دیگران نسبت به خودش قرار می‌گیرد، بکار می‌رود. موضوع این پست ما هم به قول تربتی‌ها همین مصرع است اما وَرچُپّه!

برای یافتن پاسخ یادگاری کیست مناظر متنوعی پیش رو است:

اول این که گفته شود او کسی است که از سوی 5 نفر عضو هیأت امنای جهاد همان‌ها که اعضای ساختاری حکومتی می‌باشند انتخاب شده است. بنابراین براساس دیدگاه‌های حاکم و روش و منش این 5 نفر، یادگاری را تحلیل کنیم. و بعد بگوییم یادگاری یعنی کسی که نگرش و روحیه‌ی برخی از دولتی‌ها را دارد. بنابراین حرف منطقی گفتن و منطقی شنیدن تعطیل است. یعنی کسی است که عجولانه تصمیم می‌گیرد و ادعای کارشناسی می‌کند...

دوم این که گفته شود آقای یادگاری توسط جناب کامران خان دانشجو کشف شده و چون ایشان پیگیر و طراح لابی رای‌گیری او بوده است، پس آقای یادگاری همان است و همان می‌شود که وزیر علوم می‌خواهد؛ مستقیم تحت فرمان اوست و همان می‌کند که او بخواهد.

سومین عینکی که برای تحلیل جناب یادگاری می‌توان به چشم زد و چگونگی عملکردش را حدس زد، این است که بگوییم او غیرمستقیم زیر نظر وزارت علومی‌هاست یعنی او کاری را در جهاد خواهد کرد که تیم پشت پرده تشکیل شده در وزارت علوم دیکته می‌کنند. (گویا تیمی در وزارت علوم برای تحلیل، ارزیابی و ارائه خط مشی به جناب یادگاری در جهاد تشکیل گردیده است)

و البته چهارمین منظر نگاهی متفاوت است نگاهی که واقع بینانه بودنش یا امیدوارانه بودن یا حتی ساده‌لوحانه بودنش به زمان نیاز دارد. و آن این است که با فرض بیش و کم درست همه گزاره‌های فوق الذکر در شرایط ورودش به جهاد و شروع به کارش، یک عامل دیگر را در تحلیل او بیفزاییم. یعنی قبل از آن‌که او را آدم این و آن فرض کنیم، باور داشته باشیم که جناب ایشان مثل هر مخلوق دیگر و پیش از هر نسبتی، یک انسان است. انسانی مثل همه انسانها که واجد عقل و شعور، ایمان و عاطفه  است. و مثل خیلی از انسانهای سالم و پاک و پاکیزه، از همه توانایی‌های خدادادی استفاده خواهد کرد تا کاری کند که موجب رضای حق باشد، نه رفیق. کاری کند که با معیارهای اخلاقی و انسانی سازگاری دارد نه معیارهای من درآوردی این و آن. او با بهره‌مندی از وجدان و عقل جمعی همکاران جدیدش امور را باکفایت و درایت به انجام خواهد رساند. کاری خواهد کرد که هم سرانجام کار خوب و درست درآید، هم خود به رستگاری رسد و هم خشنودی خدا را در پی داشته باشد. انشاالله.