انبارگردانی
این روزها شاهدم که همه اشخاص و شرکتها و سازمانهای طلبکار بدنبال وصول مطالبات خودند. صورت حساب میدن، صورت مغایرت مالی میگیرن و.. تا اینکه تا جای ممکن حساب کتابهاشونو صاف کنند. نیز میدونید که در بسیاری از شرکتها سال مالیشان ۲۹ اسفند است یا مثلاْ کتابفروشیها و کلاْ جاهایی که انبار کالا و اقلام دارن، انبارگردانی میکنن. خلاصه من که شاهد این جنب و جوش ها هستم و شاید شما هم. دیروز در اثنای کاری به جلسه ای دعوت شدم که اتفاقا موضوعش همین تسویه حساب بود.
بگذرم، یک لحظه با خود گفتم کاش منم یه حساب و کتابی بکنم البته از بدهی هام، البته نه از اموال و دارایی هام (که ندارم) بل از آنچه به عنوان یه انسان در این یک سال انجام دادم یا انجام ندادم. کاش بتونم که حتی اگه شده نیم ساعت را بذارم برای این کار. خدا کنه که بتونم.
اما هنوز که دیر نشده و تا وقت فوت نشده یه کارمو بکنم و از همه دوستان و سروران خودم بخوام تا اگه بدی و جفایی از من دیدن بر من ببخشایند. و یا اگه حسابی و قرضی پیششون دارم بگن تا پرداخت کنم . آره همون حسابهای غیر مالی را میگم. اگر بدزبانی کردم اگر کردار و رفتار ناشایستی داشتم اگر در حقتان کوتاهی کردم و اگر ...
نکته آخر رو هم ناگفته نذارم که من بیچاره به حساب و کتاب بین خود و خدا امیدوارم نه که قرضی ندارم که دارم خیلی هم زیاد. اما این اطمینان و اعتماد را هم دارم که لطف و کرم او از همه کاستی های من بیشتر است. خیلی بیشتر . خیلی خیلی بیشتر از اون مقداری که فکرشو میکنم.