امروز از ملکیان خواندم و شنیدم
«کوشش در جهت زیستن بدون ایمان به چیزی، امر هولانگیزی است.» *
اخلاقی بودن و اخلاقی زیستن سه علامت دارد: **
1. روحیه انضباط یا کفّ نفس بدین معنا که آدمی به خود اجازه انجام هرکاری که قادر به آن است، را ندهد.
2. روحیه دلبستگی و وابستگی به همنوع یا دیگرخواهی و این میتواند برای هرکسی متفاوت باشد، یعنی هرچه دلبستگی و وابستگیاش به دیگری بیشتر، اخلاقیتر.
3. روحیه خودفرمانفرمایی یا همان حق تعیین سرنوشت؛ آدمی در این مرحله فوق قانون عمل میکند و اگر حتی قانونی برای عمل بهزیستن تدوین نشده، خود تدوینگر آن خواهد شد.
* کتاب مهر ماندگار، صفحه 48
** بخشی از فایلی که ارمغان یک دوست بود.
اخلاقی بودن و اخلاقی زیستن سه علامت دارد: **
1. روحیه انضباط یا کفّ نفس بدین معنا که آدمی به خود اجازه انجام هرکاری که قادر به آن است، را ندهد.
2. روحیه دلبستگی و وابستگی به همنوع یا دیگرخواهی و این میتواند برای هرکسی متفاوت باشد، یعنی هرچه دلبستگی و وابستگیاش به دیگری بیشتر، اخلاقیتر.
3. روحیه خودفرمانفرمایی یا همان حق تعیین سرنوشت؛ آدمی در این مرحله فوق قانون عمل میکند و اگر حتی قانونی برای عمل بهزیستن تدوین نشده، خود تدوینگر آن خواهد شد.
* کتاب مهر ماندگار، صفحه 48
** بخشی از فایلی که ارمغان یک دوست بود.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 20:0 توسط مهدی شریفی
|