یک خاطره
روزگارانی به درازای بیش از ۲۰ سال پیش از این، من و جناب آقا مرتضی عطاریان به دعوت جناب آقای دکتر خواجه حسینی (آن زمانها جناب ایشان مهندس بودند) برای همکاری به ستاد برگزاری گنگره ای فرا خوانده شدیم. طبیعتاً همکاران ما جمعی از اعضاء هیات علمی، دانشجویان و کارکنان دانشگاهی بودند. اگر اشتباه نکنم روز سوم همکاری، در راه برگشت به جهادبود، که آقا مرتضی رو بمن کرد و گفت در کمیته شما چه کسانی مشغولند و من گفتم یک از کارمند، چهار دانشجو و یک عضو هیات علمی. او رو بمن کرد و گفت خوش بحالت در کمیته من همه کارمندند، سپس آهی کشید. چند ثانیهای مکث کرد و گفت باید قدر جهادمان را بدانیم، گفتم چطور برادر، گفت وای که نمیدانی که اینان چقدر پشت سر هم حرف میزنند، نمیدانی .... ، وای که چقدر فاصله است میان فضای صمیمانه جهاد با ادارات....
+ نوشته شده در شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 21:56 توسط مهدی شریفی
|