یکی دو هفته قبل روی میز کارم در جهاد، پاکت نامه ای بود. آن را گشودم نوشته بود که لطفاْ در فرم زیر خاطره ای را از خود در دوران دفاع مقدس برایمان بنویسید.

چند روز بعد سرکار خانم حیدری از همکاران خوب روابط عمومی برای پیگیری تشریف آوردند و من در عین باورمندی به پرهیز از ریا، با لحنی مزاح گونه عرض کردم خانم چرا آدم رو می خواهید وادار به ریا کنید....

بالاخره پس از یکی دو بار گفتگو و پیگیری قول دادم و متنی آماده کردم. با این حال در انعکاس آن در این
صفحه هنوز مُرددم.