دو حرف از دو مرد بزرگ که یکی به اصلاح طلبان نزدیک است و یکی به اصول گرایان. اما هر دو حرف های خوبی زدند یکی از معیار اخلاق گفته و یکی از انصاف.

سید حسن خمینی: رمز غیراخلاقی زیستن این است که انسان خودش را محور جهان ببیند. هر وقت انسان خودش را محور یافت، آغاز غیراخلاقی شدن است و رمز اخلاق این است که انسان بتواند خودش را جای دیگران بگذارد.
وی به هنرمندان گفت: هر چه شما بتوانید جامعه را به این نقطه ببرید که انسان‌ها از اینکه خودشان را محور دنیا ببینند، خارج شوند و بتوانند با دیگران همزاد پنداری کنند و جای آنان قرار بگیرند، آن وقت اخلاقی‌تر زندگی می‌کنند و درک درست و بهتری از فضای جامعه‌شان پیدا می‌کنند.

رسول جعفریان:در خبرها آمده بود که اصغر فرهادی کارگردان فیلم جدایی نادر از سیمین از ایران، همراه خانواده اش ایران را ترک و در فرانسه اقامت کرده است... خبر رفتن او البته با استقبال برخی از سایت ها روبرو شده و رفتن او را با چندین طعنه و حمله بدرقه کرده و استناد کرده که فرهادی با ارائه یک چهره سیاه و غیرواقعی از جامعه ایرانی، توانست نظر کشورها و جشنواره‌های غربی را به خود جلب کند و جوایز فراوانی را به دست آورد.
جعفریان می افزاید: " بنده مثل بسیاری از ایرانیان که به فراوانی از این فیلم استقبال کرده و آن را دیدند، به تماشای آن نشستم اما به هیچ روی تصویر سیاهی از ایران یا تصویری غیر واقعی در آن ندیدم. در این باره خیلی به ذهنم فشار آوردم، اما باز عقلم به جایی نرسید. البته احتمال می دهم که نتوانسته ام چنین سیاه نمایی را از آن درک کنم.
بنده البته به این فیلم ـ صرف نظر از ویژگی های شخصی کارگردان که چیزی از آن نمی دانم ـ آفرین می گویم. آفرین گفتن من به خاطر واقع گرایی و موضع انسانی است که در این فیلم وجود دارد، عشق پسری به پدر که این چنین شیفته اوست. زنی وفادار به شریعت و انسانیت و صداقت که وسوسه به دروغگویی می شود، اما تسلیم نمی شود. رفتار انسانی آن زن و خانواده اش با شوهرش و بسیاری نکات دیگر.
وی افزوده است: " اکنون می گویند فرهادی ایران را ترک کرده و در فرانسه اقامت کرده است. بنده از این که یک ایرانی یا یک مسلمان شرقی به اروپا برود از این بابت خوشحالم که بالاخره یک مسلمان به مسلمانان آن دیار اضافه شده است. همین که اسم مسلمان روی اوست کافی است. اما از این که کسی در اینجا نگران این نباشد که کارگردانی کارآزموده که در دامان سینمای پرافتخار پس از انقلاب تربیت شده و اندکی هم ممکن است شورشی باشد، از ایران برود، ناراحت هستم.
مگر ما بر این باوریم که همه رفتارهایمان در جمهوری اسلامی درست است؟ مگر ادعای عصمت داریم؟ تازه مگر دو سه آدمی که در یک فیلم نمایش داده می شوند نمونه ای از تمام مردم ایران هستند؟ ایا اتفاق بد در جامعه نمی افتد؟ آیا فساد اقتصادی وجود ندارد؟ آیا آدم بد در جامعه وجود ندارد؟‌ پس این همه زندانی برای چیست؟ صد البته انسان های پاک هم فراوان هستند. انسان های ایثارگر و پاک هم فراوان هستند.
بسیجیان غیرتمند و حافظ مرزهای ایران اسلامی هم بسیارند. در عالم فیلم سازی، یکی ممکن است فیلم خوبان را بسازد دیگری فیلم بدان را. خداوند هم در قرآن گاهی اخبار خوبان را می گوید گاهی اخبار بدها را. آیا داستان یوسف باید به این معنا باشد که قرآن تصویر بسیاری بدی از مردم کنعان می دهد؟ به هر حال وظیفه یک فیلم ساز این است که عیب و مشکل جامعه خود را بگوید، وظیفه دیگری آن است که حسن آن را بگوید.