ما گدایان خیل سلطانیم  / شهربند هوای جانانیم

بنده را نام خویشتن نبُوَد / هر چه ما را لقب دهند آنیم

گر برانند و گر ببخشایند / ره به جای دگر نمی‌دانیم

چون دلارام می‌زند شمشیر / سر ببازیم و رخ نگردانیم

دوستان در هوای صحبت یار / زر فشانند و ما سر افشانیم

هر گلی نو که در جهان آید / ما به عشقش هزاردستانیم

هر چه گفتیم جز حکایت دوست / در همه عمر از آن پشیمانیم