هاروارد مک دونالد را پیشنهاد میکنم
به خوانندگان عزیز وبلاگم پیشنهاد می کنم به انتشارات امام واقع در چهارراه دکترای مشهد بروند و کتاب خوب "هاروارد - مک دونالد" را خریداری نمایند. تا دیر نشده به اولین سوال مقدر پاسخ دهم که چرا من این کتاب را معرفی و پیشنهاد می کنم و این کتاب چه ربطی به این وبلاگ دارد؟
نویسنده محترم ، این کتاب را توسط مادر ارجمندش در جلسه ای که همسرم در آن شرکت نموده به ما هدیه کرده بود. کمتر از یک هفته است این کتاب بدستمان رسیده، من در همان لحظه اول و در تورق اول یک فریم از کتاب را که مربوط به گفتگو با یک استاد دانشگاه که به روباهی پیر تشبیه شده بود را بلند بلند خواندم و آنقدر برایم جذاب بود که سپس مقدمه آنرا خواندم و ... ناگفته نماند که در روزهای بعد خانمم چند فریم دیگر آنرا که خوانده بود برایم مرور کرد.
این کتاب که بازتاب مشاهدات سید مجید حسینی از سفرش به آمریکاست با عکسهایی از محیطهایی که رفته و گفتگوهایی که کرده، همراه است؛ هر قطعه آنرا یک فریم نام گذاشته و به روایت ماجرایی که درگیرش بوده پرداخته است.
اما اینکه چه ربطی به این وبلاگ دارد را در این مطلب خلاصه میکنم که در آغاز راه، وبلاگ شدن نوشت که دغدغهاش جامعه اخلاقی است. و این کتاب را یک تجربه و یک الگوی اخلاقی خوب (بمثابه یک رسانه خوب) میداند زیرا که صداقت است که در نوشتار و گفتار این اثر و در جای جای آن موج میزند.
نویسنده این سطور یک تعریف از صداقت دارد و آن این است که یک وجه از صداقت(یک تعریف از صداقت) این است که آنچه که منطبق بر واقع باشد صداقت است. مثلاً اگر از کسی که دیر به محل قرار رسیده بپرسند چرا دیر آمدی و او آنچه که واقع شده است را بگوید مثلاً اگر خواب مانده است بگوید خواب ماندم او راست گفته است و او را میتوان فردی صادق نامید.
اکنون این کتاب را واجد یک صداقت در نگاه، گفتار و نوشتار میدانم.
نویسنده محترم ، این کتاب را توسط مادر ارجمندش در جلسه ای که همسرم در آن شرکت نموده به ما هدیه کرده بود. کمتر از یک هفته است این کتاب بدستمان رسیده، من در همان لحظه اول و در تورق اول یک فریم از کتاب را که مربوط به گفتگو با یک استاد دانشگاه که به روباهی پیر تشبیه شده بود را بلند بلند خواندم و آنقدر برایم جذاب بود که سپس مقدمه آنرا خواندم و ... ناگفته نماند که در روزهای بعد خانمم چند فریم دیگر آنرا که خوانده بود برایم مرور کرد.
این کتاب که بازتاب مشاهدات سید مجید حسینی از سفرش به آمریکاست با عکسهایی از محیطهایی که رفته و گفتگوهایی که کرده، همراه است؛ هر قطعه آنرا یک فریم نام گذاشته و به روایت ماجرایی که درگیرش بوده پرداخته است.
اما اینکه چه ربطی به این وبلاگ دارد را در این مطلب خلاصه میکنم که در آغاز راه، وبلاگ شدن نوشت که دغدغهاش جامعه اخلاقی است. و این کتاب را یک تجربه و یک الگوی اخلاقی خوب (بمثابه یک رسانه خوب) میداند زیرا که صداقت است که در نوشتار و گفتار این اثر و در جای جای آن موج میزند.
نویسنده این سطور یک تعریف از صداقت دارد و آن این است که یک وجه از صداقت(یک تعریف از صداقت) این است که آنچه که منطبق بر واقع باشد صداقت است. مثلاً اگر از کسی که دیر به محل قرار رسیده بپرسند چرا دیر آمدی و او آنچه که واقع شده است را بگوید مثلاً اگر خواب مانده است بگوید خواب ماندم او راست گفته است و او را میتوان فردی صادق نامید.
اکنون این کتاب را واجد یک صداقت در نگاه، گفتار و نوشتار میدانم.
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 13:31 توسط مهدی شریفی
|